غلامعلى صفايى

132

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

أشبيلى مؤلف كتاب البسيط از نحويين اندلس مىباشد ، و اينان استدراك را رفع توهّم ثبوت مطلبى كه از كلام سابق حاصل گرديده معنا كرده‌اند ، به عنوان نمونه در مثال : « ما قام زيد لكنّ عمرا قام » اين كلمه براى رفع توهم عدم قيام عمرو است و اين در هنگامى است كه بين زيد و عمرو تلازم و هم‌گونگى در زندگى باشد به طورى كه اگر زيد كارى كند عمرو نيز مىكند و بالعكس ، و وقتى كه متكلم « ما قام زيد » را گفت متوجه مىشود كه امكان دارد كسى توهم كند كه عمرو نيز اين گونه است ، براى رفع توهم آن از « لكنّ » استفاده مىكند . و براى تأكيد مثال زده‌اند به « لو جاءنى أكرمته لكنّه لم يجىء » و علت تأكيدى بودن « لكنّ » اين است كه اگر جمله شرطيه‌اى ادات شرط آن « لو » باشد ، اين كلمه دلالت بر عدم وقوع و امتناع شرط و جزا در زمان ماضى مىكند . بنابراين مفهوم آن جمله مىشود : « لم يجىء حتّى اكرمه » كه با مفاد جمله « لكنّه لم يجىء » يكى است ، بنابراين گويا اين معنا دوبار براى تأكيد كلام تكرار شده است : يكى از مفهوم جمله قبل از « لكنّ » و ديگرى از خود جمله بعد از آن استفاده مىشود ، پس « لكنّ » در اين مورد براى تأكيد است . الثالث : قول سوم دربارهء معناى « لكنّ » اين است كه اين كلمه دائما و در همه استعمالات به معناى « إنّ » بوده و براى تأكيد جمله بعد است و در ضمن معناى تأكيد ، معناى استدراك را نيز دارد ، و اين قول ابن عصفور است . نكته : فرق قول دوّم و سوّم اين است كه بنا بر قول دوّم « لكنّ » مشترك لفظى است و داراى دو معنا است ولى در قول سوّم ، لفظى مختص است و داراى يك معنا است كه داراى دو بعد معنوى تأكيد و استدراك است به عبارت ديگر معناى آن تأكيد استدراكيه است . و البصريون على أنّها بسيطة : بحثى ديگر كه دربارهء « لكنّ » مطرح است ، بساطت و تركّب اين كلمه است ، بصريون اعتقاد دارند كه اين كلمه بسيط است و از اصل وضع اين گونه بوده است . و فراء از نحويون كوفه قائل است كه اين كلمه مركب از « لكن » خفيفه « أنّ » است و همزه « أنّ » به جهت تخفيف حذف شده سپس نون