غلامعلى صفايى
119
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و اينان « لعلّه » را به معناى « لأجله » دانستهاند . و من لم يثبت ذلك : لكن كسانى كه اين معنا را براى « لعلّ » قبول نداشته و اثبات نمىكنند ، « لعلّ » مذكور در آيه را حمل به معناى توقع رجايى و اميد داشتن متكلم مىكنند لكن چون دربارهء خداوند ، اميد و ترجى معنا ندارد چون خداوند عالم به تمامى امور است و رجا و اميد درجايى كه شخصى اميد به وقوع چيزى كه نمىداند واقع مىشود و آرزوى آن را دارد مىباشد ، بنابراين اين اميد و رجا از ديدگاه و نظر اين دو مخاطب - حضرت موسى و هارون - مىباشد و از ناحيه خداوند نيست و خداوند به زبان حال آنان در اينجا سخن گفته است ، و معناى آيه اين گونه است : « برويد به سوى فرعون با اميدتان بر اينكه او آگاه شود يا بترسد » . 3 - الثالث : سومين معناى « لعلّ » استفهام است و اين معنا را كوفيون براى اين كلمه ذكر و اثبات كردهاند و به همين سبب مىگويند فعل قلبى « تدرى » در اين آيه معلّق از عمل شده است : لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً ( الطلاق / 1 ) . قال الزمخشري : « 1 » زمخشرى مىگويد گاهى « لعلّ » متضمن معناى « ليت » مىشود و به همين جهت در غير ممكنات نيز استعمال مىشود و فعل مضارع كه در جواب آن مىآيد همچون فعل مضارع در جواب « ليت » منصوب مىگردد ، مانند « لعلّ » در اين آيهء شريفه به قراءت حفص : لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى ( غافر 36 و 37 ) . كه به نصب « فاطّلع » ضبط شده است كه اين خود كاشف از متضمن بودن معناى « ليت » براى « لعلّ » است ؛ زيرا فعل مضارع در جواب نفى و طلب مانند تمنى و بعد از فاء به وسيلهء « أن » منصوب مىشود چنانكه ابن مالك مىگويد : و بعد فاء جواب نفى أو طلب * محضين « أن » و سترها حتم نصب و يقترن خبرها : و در بيشتر استعمالات عرب ، بر خبر « لعلّ » اگر فعل مضارع باشد « أن » قرار مىگيرد و علت آن ، حمل اين كلمه بر « عسى » به جهت هم معنا
--> ( 1 ) - الكشاف : 4 / 166 .