السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
97
جواهر البلاغة ( فارسى )
47 - و ما الناس إلّا كالدّيار و أهلها * بها يوم حلّوها و غدوا بلاقع « 1 » و نيستند مردم مگر مثل خانهها و اهل آنها ، روزى در آن خانهها جايگزين شدهاند و بامدادان خانهها خالى گشته است . بلاغة التشبيه « 2 » و بعض ما أثر منه عن العرب و المحدثين . تنشأ بلاغة التّشبيه من أنّه ينتقل بك من الشّىء نفسه الى شىء طريف « 3 » يشبهه أو صورة بارعة تمثّله و كلّما كان هذا الانتقال بعيدا قليل الخطور بالبال « 4 » أو ممتزجا بقليل أو كثير من الخيال كان التشبيه أروع « 5 » للنفس و أدعى إلى إعجابها « 6 » و اهتزازها . فإذا قلت : فلان يشبه فلانا فى الطّول ، أو أنّ الأرض تشبه الكرة « 7 » فى الشكل ، لم يكن فى هذه التشبيهات أثر للبلاغة لظهور المشابهة و عدم احتياج العثور عليها إلى براعة و جهد أدبى و لخلوّها من الخيال . بلاغت تشبيه و بعض چيزهايى كه از عرب و نوآمدهها نقل شده است . بلاغت تشبيه پديده اين است كه تو را منتقل مىكند از چيزى به چيز شگفتى كه مانند آن است ، يا منتقل مىكند به صورت دلربا و برترى كه آن را ترسيم مىكند . و هرچه اين انتقال ، دورياب و خطورش به خاطر اندك باشد يا آميخته با مقدار كم يا زيادى از تخيل باشد ، اين تشبيه دلپذيرتر و تعجبآفرينتر است ، و بيشتر نفس را به شگفتى فرا مىخواند و زيادتر آن را به هيجان درمىآورد .
--> ( 1 ) - در اين شعر لبيد ، وجود مردم در دنيا را و سرعت نابود شدنشان را به سرعت سكنى گزيدن مردم در خانهها و سرعت غناى آنها تشبيه كرده است . بنابراين تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 2 ) - تشبيه با اينكه ويژگى ايجاز در لفظ دارد مبالغه در وصف را مىفهماند ، و پنهان را به سوى آشكار و معقول را به سوى محسوس مىكشاند ، و چيز كمارزش را گرانقدر و گرانقدر را كمارزش قرار مىدهد ؛ و بعيد را به قريب نزديك مىسازد ، بر وضوح معنا مىافزايد و آن را تأكيد مىكند ، پس در نفس جاگيرتر و پايدارتر مىشود ؛ و تشبيه دلپذيرى ، زيبايى و شكوه را داراست . ( 3 ) - تازه ، شگفت . ( 4 ) - خاطر ، ذهن . ( 5 ) - به شگفتآورندهتر ، تعجبآفرينتر ، دلپسندتر . ( 6 ) - ضمير « اعجابها » و « اهتزازها » به نفس برمىگردد . ( 7 ) - توپ ، گوى .