السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

67

جواهر البلاغة ( فارسى )

برايش اجمالا شناخته شده است . [ به‌طور سربسته و بدون مشخص بودن اندازه به آن صفت شناخته شده و شهرت يافته است ] . و از آن تشبيه بيان اندازهء بهرهء مشبّه از صفت قصد مىشود ؛ بدين‌سان كه گوينده در نظر مىگيرد براى شنونده بيان كند مقصود او چه اندازه [ از صفت ] است . مانند سخن او : « 1 » كأنّ مشيتها من بيت جارتها * مرّ السّحاب لا ريث و لا عجل گويى راه رفتن او از خانهء زن همسايه حركت تودهء ابرى است كه نه كند است و نه شتابان . [ در اين مثال اندازهء سرعت آن زن در راه رفتن بيان شده است ] . « 2 » و كتشبيه الماء بالثّلج فى شدّة البرودة . و مانند تشبيه آب به برف در سردى زياد . [ كه اين هم براى بيان اندازهء سردى است ] . و مانند سخن او : « 3 » فيها اثنتان و أربعون حلوبة * سودا كخافية الغراب الأسحم در آن قافله چهل و دو ماده شتر دوشيدنى سياه هست چونان پر زاغ سياه . شبّه النياق السود بخافية الغراب بيانا لمقدار سوادها فالسّواد صفة مشتركة بين الطرّفين . شاعر ماده شتران سياه را به پر زاغ تشبيه كرده است تا اندازهء سياهى آنها را بيان كند . پس سياهى صفت مشترك مشبّه و مشبّه‌به است . و در فارسى مانند : و آن ابر همچو كلبهء ندافان * اكنون چو گنج لؤلؤ مكنون است 4 - أو تقرير حال المشبّه و تمكينه فى ذهن السّامع بابرازها فيما هى فيه أظهر كما إذا كان ما اسند إلى المشبّه يحتاج الى التثبيت و الايضاح فتأتى بمشبّه‌به حسى قريب التصوّر يزيد معنى المشبّه ايضاحا لما فى المشبّه به من قوّة الظّهور و التمام ، نحو : هل دولة الحسن الّا كدولة الزّهر و هل عمر الصّبا إلّا أصيل أو سحر .

--> ( 1 ) - اين شعر از اعشى است . ( مترجم ) ( 2 ) - به‌طور سربسته همه مىدانند آن محبوبه راه مىرود ولى مقدار كند بودن يا تند بودن آن را نمىدانند ، كه شاعر بيان كرده است . ( 3 ) - اين شعر از عنتره است . ( مترجم )