السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
48
جواهر البلاغة ( فارسى )
گويا از دندانهايى كه چون مرواريد به رشته درآمده يا تگرگ يا گل بابونه است ، لبخند مىزند . [ توجه كنيد كه در اين شعر يك مشبّه و سه مشبّهبه وجود دارد ، ازاينرو مؤلف تعبير به چند تشبيه كرده است ] . أو باستعمال شرط كقوله : يا تشبيه قريب با بهكارگيرى شرط به غرابت مىگرايد ؛ مانند سخن او : « 1 » عزماته مثل النّجوم ثواقبا * لو لم يكن للثّاقبات أفول تصميمهاى او مثل ستارگان درخشان است اگر براى ستارگان درخشان ناپديد شدن نباشد . [ در اين مثال وجود شرط در مصراع دوم ، تشبيه را از قرابت خارج ساخته است ] . و در فارسى مانند اين شعر مختارى : ماهى اگر ماه را از سرو بود قد * سروى اگر سرو را از ماه بود بر و فتحعلى خان صبا گفته است : لبش قند اگر قند گويا بدى * قدش سرو اگر سرو پويا بدى 6 - و بعيد غريب و هو ما احتاج فى الانتقال من المشبّه إلى المشبّه به الى فكر و تدقيق نظر لخفاء وجهه بادى الرأى كقوله : 6 - و تشبيه بعيد غريب [ دور و شگفت ] و آن تشبيهى است كه انتقال از مشبّهبه مشبّهبه نياز به تفكر و باريكانديشى دارد چون وجهشبه آن در آغاز تفكر پوشيده است ؛ مانند سخن او : و الشّمس كالمرآة فى كفّ الأشلّ « 2 » و خورشيد چونان آيينه در دست لرزان است . فانّ الوجه فيه هو الهيئة الحاصلة من الاستدارة مع الاشراق و الحركة السّريعة المتّصلة مع تموّج الاشراق ، حتّى ترى الشعاع كأنّه يهمّ بأن ينبسط حتّى يفيض من جوانب الدائرة يبدو له فيرجع الى الانقباض . « 3 » وجهشبه در اين تشبيه هيئتى است پديد آمده از گردى همراه با درخشش ، و حركت شتابانى كه با موج داشتن شعاع متصل است ، به گونهاى كه گويا شعاع مىخواهد
--> ( 1 ) - اين شعر از رشيد الدين وطواط است . ( مترجم ) ( 2 ) - اين شعر هم به ابن معتز منسوب است و هم به ابو النّجم . ( مترجم ) ( 3 ) - « اشل » : فلج ، خشك شده ؛ ليكن در اين شعر بايد به معنى لرزان گرفت . « يهمّ » : مثل ردّ يردّ به معنى مىخواهد و قصد مىكند . « ثم يبدو له » : سپس قصد شعاع عوض مىشود براى او ظاهر مىشود يعنى فكر ديگرى برايش رخ مىدهد . ( اين چند سطر در جواهر البلاغه از ص 27 بيان مختصر گرفته شده است ) .