السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

49

جواهر البلاغة ( فارسى )

گسترش يابد و از پيرامون دائرهء خورشيد سرريز شود سپس قصدش عوض مىشود و به انقباض باز مىگردد [ يعنى نورش را جمع مىكند ] . و حكم وجه الشّبه أن يكون فى المشبّه به أقوى منه فى المشبّه و إلّا فلا فائدة فى التشبيه . و قانون وجه‌شبه اين است كه در مشبّه‌به قويتر از مشبّه باشد و گرنه تشبيه سودى ندارد . « 1 » تمرين بيّن أركان التشبيه و أقسام كلّ منهما فيما يلى . تمرين اركان تشبيه و اقسام هريك را در عبارتهايى كه مىآيد بيان كن . 1 - فكاّنها فيه نهار مشرق و مكلّف الأيّام ضدّ طباعها * متطلب فى الماء جذوة نار « 2 » و كسى كه روزگار را بر خلاف طبيعت‌هايش مكلّف سازد چونان جويندهء پاره‌اى از آتش در آب است . « 3 » 2 - و الدّهر يقرعنى طورا و أقرعه * كأنّه جبل يهوى إلى جبل « 4 » يك‌بار روزگار مرا مىكوبد و من نيز آن را مىكوبم ، گويى آن كوهى است كه به سوى كوهى فرود مىآيد . 3 - فان أغش قوما بعده أو أزرهم * فكالوحش يدنيها من الأنس المحل « 5 » اگر پس از او با جامعه‌اى ملاقات كنم يا به زيارت آنان بروم چونان حيوانات وحشيى

--> ( 1 ) - اين عبارت قابل نقد است . ( مترجم ) ( 2 ) - اين شعر از تهامى است . ( مترجم ) ( 3 ) - « مكلف » مشبّه مفرد مقيّد است . « متطلب » مشبّه‌به مفرد مقيّد ، ادات تشبيه ذكر نشده ، وجه‌شبه : بيهودگى تلاش بيجاست . ( تشبيه قريب مبتذل است ) و چون وجه‌شبه در آن ذكر نشده است مجمل است ، و از اين جهت كه وجه‌شبه برداشت شده از چند چيز نيست تشبيه غيرتمثيل است . ( 4 ) - ضمير « كانه » كه به « دهر » باز مىگردد مشبّه مفرد است و « جبل » مشبّه‌به مقيّد . وجه‌شبه هيئت برخورد وحشتناك دو چيز بزرگ است بنابراين تشبيه تمثيل است . « كان » : ادات تشبيه ، وجه‌شبه ذكر نشده است پس تشبيه مجمل است ، تشبيه شخص نستوه به كوه تشبيه مبتذل و قريب است . ( 5 ) - اين شعر از مسلم بن وليد است . ( مترجم )