السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

372

جواهر البلاغة ( فارسى )

بيت آخر اقتباس از حديث شريف « كلّ ميسّر لما هو خلق له » است . و مانند سخن گوينده : لا تعاد النّاس فى أوطانهم * قلّما يرعى غريب الوطن و إذا ما شئت عيشا بينهم * خالق الناس بخلق حسن با مردم در وطن‌هايشان ستيز مكن ، حرمت غريب كمتر پاس داشته مىشود . « 1 » و اگر خواستى در ميان آنان زيست كنى ، با مردم با اخلاق نيكو همزيستى كن . « 2 » مصراع آخر اقتباس از حديث پيامبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - است . « 3 » 2 - و التّضمين هو أن يضمّن الشاعر كلامه شيئا من مشهور شعر الغير مع التّنبيه عليه ان لم يكن مشهورا لدى نقّاد الشعر و ذوى اللّسن و بذلك يزداد شعره حسنا . 2 - و تضمين اين است كه شاعر چيزى از شعر مشهور ديگران را در دل سخن خويش جاى دهد و تذكر دهد كه شعر از كيست ؛ اگر پيش ناقدان شعر سخنوران ( اهل زبان ) مشهور نباشد ؛ و با اين كار ، بر زيبايى شعر او افزوده مىشود . مانند سخن صاحب بن عبّاد : أشكو إليك زمانا ظلّ يعركنى * عرك الأديم و من يعدو على الزمن و صاحبا كنت مغبوطا بصحبته * دهرا فغادرنى فردا بلا سكن و باع صفو و داد كنت أقصره * عليه مجتهدا فى السرّ و العلن

--> ( 1 ) - مسند احمد ، ج 1 ، ص 5 ، صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 215 ( 2 ) - امالى طوسى ، ج 1 ، ص 186 ، حديث 312 ( 3 ) - اقتباس به دو قسم تقسيم مىگردد : در نوعى از آن ، لفظ اقتباس شده از معناى اصلىاش به معناى ديگرى نقل داده نمىشود ؛ مثل آنچه گذشت . در قسم دوم ، لفظ اقتباس شده به معناى ديگرى نقل داده مىشود ؛ مانند سخن ابن رومى : لئن أخطات فى مديحك ما أخطأت فى منعى * لقد أنزلت حاجاتى بواد غير ذى زرع اگر من در ستودن تو خطا كردم تو در محروم ساختن من اشتباه نكردى ، من نيازهايم را در زمينى بىكشت فرود آورده‌ام . شاعر لفظ « واد » را كنايه از مردى آورده است كه به نفع او اميد نمىرود و خيرى در او نيست ، در حالى كه « واد » در آيهء كريمه به معنى بىآب و علف است . و اجازه داده‌اند از لفظى كه اقتباس شده است چيزى كاسته شود يا بر آن افزوده گردد يا مقدّم و مؤخر شود ؛ همان‌گونه كه گذشت . و بدان‌كه اقتباس سه‌گونه است : الف : مقبول ؛ و آن اقتباسى است كه در سخنرانىها و پندهاست . ب - مباح ؛ و آن اقتباسى است كه در غزل ، نامه‌ها و داستانهاست . ج : مردود ؛ و آن اقتباسى است كه در ياوه‌گويى به كار رفته مانند آنچه كه گذشت .