السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

355

جواهر البلاغة ( فارسى )

احرق بها جسدى و كلّ جوارحى * و احرص على قلبى فانّك فيه اى كسى كه با آتش ، چهرهء دوستش را مىسوزاند ، آرام بگير ، بىشك اشك‌هايم آن را خاموش مىسازد . تو با آتش ، پيكر و همهء اعضايم را بسوزان و بر قلبم حريص باش ، قطعا تو در آنى . و قد يلتزم أكثر من حرف كقوله : و گاهى التزام به بيشتر از يك حرف است ؛ مانند سخن او : كل و اشرب النّاس على خبرة * فهم يمرّون و لا يعذبون و لا تصدّقهم إذا حدّثوا * فإنّهم من عهدهم يكذبون بخور و با آگاهى به مردم بنوشان ، آنان مىگذرند و گوارا نمىدانند . و آنگاه كه سخن گويند آنان را تصديق مكن ، بىترديد آنان از زمان خويش دروغ مىگويند . دو حرف « ذال » و « باء » از باب التزام آورده شده است . و در فارسى مانند : چون عارض تو ماه نباشد روشن * مانند رخت گل نبود در گلشن مژگانت همى گذر كند از جوشن * مانند سنان گيو در جنگ پشن مثل گلشن و جوشن كه با دامن و مسكن هم‌قافيه است ولى « شين » را براى آرايش سخن و صنعت لزوم ما لا يلزم آورده‌اند . 9 - ردّ العجز على الصدر الف - ردّ العجز على الصّدر فى النّثر هو أن يجعل أحد اللّفظين المكرّرين أو المتجانسين أو الملحقين بهما بأن جمعها اشتقاق أو شبهه فى أوّل الفقرة ثمّ تعاد فى آخرها . 9 - باز گرداندن پايان سخن به آغاز آن الف - ردّ العجز على الصدر ، در نثر اين‌گونه است كه يكى از دو لفظ تكرار شده يا متجانس يا ملحق شده به دو متجانس كه اشتقاق يا شبه اشتقاق آن دو را گرد آورده است ، در آغاز فقره قرار گيرد سپس در پايان فقره تكرار گردد . مانند سخن خداى متعال :