السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
356
جواهر البلاغة ( فارسى )
« وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ » « 1 » و از مردم مىترسيدى ، با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى . و مانند سخن تو : سائل اللئيم يرجع و دمعه سائل . طلبكنندهء از شخص پست ، باز مىگردد در حالى كه اشك او جارى است . فسائل الأوّل من السّوال و سائل الثانى من السّيلان « سائل » نخست گرفته شده از « سؤال » و « سائل » دوم گرفته شده از « سيلان » است . و مانند سخن خداى متعال : « اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً » « 2 » از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است . و اللّذان يجمعهما شبه اشتقاق نحو قوله تعالى : و آن دو لفظى كه شبه اشتقاق ، آن دو را گرد آورده باشد ؛ سخن خداى برين : « قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ » « 3 » گفت : « به راستى من دشمن كردار شمايم . » در اين آيهء كريمه « قال » مشتق از « قول » و « قالين » مشتق از « قلى » است . ب - ردّ العجز على الصّدر فى النّظم هو أن يكون أحدهما فى آخر البيت و الآخر يكون إمّا فى صدر المصراع الأوّل أو فى حشوه أو فى آخره و إمّا فى صدر المصراع الثانى . ب - باز گرداندن واژهء پايانى به آغاز ، در شعر بدينگونه است كه يكى از آن دو واژه در آخر بيت قرار گيرد و ديگرى يا در آغاز مصراع اول يا در وسط آن يا در آخرش و يا در آغاز مصراع دوم ؛ مانند سخن او : سريع إلى ابن العمّ يلطم وجهه * و ليس إلى داعى النّدى بسريع « 4 » به سوى پسرعمويش شتابنده است در حالى كه به چهرهء او سيلى مىزند و به سوى
--> ( 1 ) - احزاب ، 37 ( 2 ) - نوح ، 10 ( 3 ) - شعرا ، 168 ( 4 ) - در فارسى مانند اين بيت مسعود سعد : شيدا شدهام چرا همى ننهى * زنجير دو زلف بر من شيدا