السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

333

جواهر البلاغة ( فارسى )

3 - و منها الجناس المذيّل و الجناس المطرّف . فالأوّل يكون الاختلاف بزياده حرف او اكثر فى آخره . و الثانى يكون الاختلاف بزيادة حرف فى اوّله او آخره . 3 - و قسمتى از جناس ، جناس « مذيّل » و جناس « مطرّف » است . پس اول ( مذيّل ) آن است كه اختلاف به افزايش يك حرف يا بيشتر در پايان آن باشد . و دوم ( مطرّف ) آن است كه اختلاف به افزايش يك حرف در آغاز يا در پايان آن باشد . [ توجه داشته باشيد تعريف مؤلف غلط و بسيار ناهنجار بود كه بدين‌گونه تصحيح شد . ] فالجناس المذيّل - جناس مذيل مانند سخن ابو تمام : يمدّون من أيد عواص عواصم * تصول بأسياف قواض قواضب دست‌هايى را كه نافرمانىكننده و پاس دارنده‌اند بر مىكشند ، و با شمشيرهايى كه حكم‌كننده و قطع‌كننده است حمله مىكنند . توضيح : يعنى « يمدّون سواعد من ايد » بازوهاى دستان را برمىكشند . « عواص » جمع « عاصية » است به معنى زنندهء با عصا ، يا گرفته شده از « عصيان » است يعنى آنان نسبت به دشمنان نافرمانند . « عواصم » جمع « عاصمة » به معنى پاسدار و نگهبان است . آن دست‌ها پاسدار دوستانند . « قواضى » جمع « قاضية » به معنى حكم‌كننده است ، آن دست‌ها حكم به مرگ دشمنان مىكنند . « قواضب » جمع « قاضبة » به معنى قطع‌كننده است . « عواصم » و « قواضب » يك حرف افزونتر دارد . و در فارسى مانند : حافظا باز نما قصّهء خونابه چشم * كه برين چشمه همان آب روان است كه بود ستور و مست هردو چو از يك قبيله‌اند * ما دل به عشوهء كه دهيم كه اختيار چيست

--> - عبّاس عبّاس إذا احتدم الوغى * و الفضل فضل و الرّبيع ربيع عباس بسيار چهره درهم كشنده است هنگامى كه جنگ گرم شود ( اوج گيرد ) و فضل اهل بخشش و ربيع چون بهاران است . عباس اول عباس بن الفضل انصارى ، و فضل اول فضل بن ربيع ، و ربيع اول ربيع بن يونس است .