السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
324
جواهر البلاغة ( فارسى )
أنواع الجناس اللفظى : 1 - منها الجناس التّام و هو ما اتّفق فيه اللّفظان المتجانسان فى أربعة أشياء : نوع الحروف و عددها و هيئآتها الحاصلة من الحركات و السكنات و ترتيبها مع اختلاف المعنى . انواع جناس لفظى : 1 - جناس تام آن است كه دو لفظ متجانس آن ، در چهار چيز اتحاد داشته باشد : 1 - نوع حروف 2 - عدد حروف 3 - هيأتهايى كه پديدهء حركتها و سكونهاست . 4 - ترتيب حروف . علاوه بر اينكه معانى آن متفاوت است .
--> - و جناس غيرتام آن است كه دو لفظ در يكى از امور چهارگانهء پيشين مانند هم باشند ؛ مانند سخن خداى برين : « وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ » ( قيامت ، 29 و 30 ) و ساق پاها ( از سختى جان دادن ) به هم بپيچد ، ( آرى ) در آن روز مسير همه به سوى ( دادگاه ) پروردگارت خواهد بود . و مانند سخن شاعر : و سميّته يحيى ليحيا فلم يكن * إلى ردّ أمر اللّه فيه سبيل او را يحيى ناميدم تا زيست كند ، پس راهى براى بازگرداندن فرمان خداوند دربارهء او نبود . و مانند سخن او : أشكو و أشكر فعله * فأعجب لشاك منه شاكر طرفى و طرف النّجم فيه * كلاهما ساه و ساهر گلايه مىكنم و از كارش سپاس مىگزارم . تعجب مىكنم از گلهمندى كه از او سپاسگزار است . چشم من و چشم ستاره هردو در او از خود غافل و بيدار است . و مانند سخن ابن فارض : هلّا نهاك نهاك عن لوم امرئ * لم يلف غير منعّم بشقاء چرا خردت تو را از سرزنشكردن كسى كه غير از تيرهروزى ، چيزى روزىاش نشده است باز نداشت ؟ و مانند سخن او : لو زارنا طيف ذات الخيال أحيانا * و نحن فى حفر الأجداث أحيانا اگر ما را زمانى تصويرى خيالانگيز زيارت كند در حالى كه مشغول كندن گورها باشيم ، ما را زنده مىكند . « أحيانا » اوّل زمان است و « أحيانا » دوم فعل . و مانند سخن خنساء : إنّ البكاء هو الشفا * من الجوى بين الجوانح بىشك گريستن درمان سوزشى است كه در درون استخوانهاى نزديك سينه وجود دارد . و مانند سخن معرّى : لم نلق غيرك انسانا يلاذبه * فلا برحت لعين الدّهر إنسانا ما به غير از تو به انسانى كه به او پناه آورده شود برخورد نكرديم ، پس پيوسته مردمك چشم روزگار باشى . و مانند سخن حريرى : لا أعطى زمامى من يخفر ذمامى * و لا أغرس الأيادى فى أرض الأعادى زمامم را به كسى كه عهدم را مىشكند نمىدهم ، و نعمتهايم را در زمين دشمنان كشت نمىكنم .