السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
248
جواهر البلاغة ( فارسى )
در اين آيهء شريفه بين اول و آخر و بين ظاهر و باطن طباق هست . و مانند سخن خداوند متعال : « وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ » « 1 » و مىپندارى كه ايشان بيدارند در حالى كه خفتهاند . در اين آيهء شريفه « ايقاظ » جمع « يقظ » و « يقظان » و « رقود » جمع « راقد » است و ميان اين دو واژه تقابل هست . يا آن دو لفظ دو فعل است ؛ مانند : سخن خداى برتر : « وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا » « 2 » و هم اوست كه مىخنداند و مىگرياند و هم اوست كه مىميراند و زنده مىگرداند . در اين آيهء مباركه بين فعلهاى « اضحك » و « ابكى » و بين « أمات » و « احيا » تقابل هست . و مانند سخن خداى برين : « ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى « 3 » سپس نه در آن مىميرد و نه زندگى مىيابد . ميان اين دو فعل تقابل هست . او حرفين نحو قوله تعالى : يا تقابل ميان دو حرف است مثل سخن خداى متعال : « وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ » « 4 » و براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست حقوق شايستهاى قرار داده شده . در اين آيهء كريمه بين « ل » در « لهن » و « على » در « عليهن » تقابل هست . أو مختلفين يا تقابل دو كلمه مختلف است . [ مثلا " يكى اسم و ديگرى فعل ] مثل سخن خداى برين : « وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ » « 5 » و هركه را خدا بيراه گذارد رهبرى نخواهد داشت « 6 » . [ « يضلل » فعل و « هاد » اسم
--> ( 1 ) - كهف ، 18 ( 2 ) - نجم ، 43 و 44 . ( 3 ) - اعلى ، 13 ( 4 ) - بقره ، 228 ( 5 ) - رعد ، 33 ( 6 ) - و طباق دوگونه است : 1 - طباق ايجاب كه در آن دو ضد از جهت سلب و ايجاب اختلاف ندارند . مانند : « قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ » ( آل -