السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

24

جواهر البلاغة ( فارسى )

المشبّه به مع المشبّه به بحيث يؤتى بالمشبّهات معا على طريق العطف أو غيره ثم يؤتى بالمشبّهات بها كذلك . [ 1 - تشبيه ملفوف : ] تشبيه ملفوف ( به هم پيچيده ) اين است كه هريك از دو طرف تشبيه با مانند خود جمع شده باشد مانند جمع شدن مشبّه با مشبّه و جمع شدن مشبّه‌به با مشبّه‌به به گونه‌اى كه مشبّه‌ها باهم آورده شود به وسيلهء عطف يا غيرعطف سپس مشبه‌به‌ها نيز به شيوهء عطف يا غيرعطف در پى بيايد . توضيح : به شيوهء غيرعطف يعنى به گونهء صفت ، بدل يا تثنيه مثل : الحسن و الحسين كالقمرين . در اين مثال « قمرين » به معنى ماه و خورشيد است و با اين‌كه دو مشبّه‌به است به صورت عطف نيامده . مانند : ليل و بدر و غصن * شعر و وجه و قدّ خمر و درّ و ورد * ريق و ثغر و خدّ شب ، ماه تمام و شاخه است ؛ گيسو ، چهره و قدّ او . شراب ، مرواريد و گل است ؛ آب دهان ، دندان پيشين و گونه‌اش . در اين مثال ، در مصراع نخست سه مشبّه باهم جمع شده است و در مصراع دوّم سه مشبّه‌به . همين‌طور در مصراع سوّم سه مشبّه گرد آمده و در مصراع چهارم سه مشبّه‌به « 1 » . و در فارسى مانند اين شعر عبد الواسع جبلى : تافته زلف و شكفته رخ و زيبا قد او * مشك سارا و گل سورى و سرو چمن است و كقوله : « 2 » تبسّم و قطوب فى ندى و وغى * كالغيث و البرق تحت العارض البرد لبخند و اخم او در بخشش و پيكار مانند باران و آذرخش زير ابرى است كه تگرگ مىبارد .

--> ( 1 ) - حقير بر اين باورم كه مصراع اوّل و سوّم همه مشبّه‌به است و مصراع دوّم و چهارم همه مشبّه . ( 2 ) - اين شعر از بحترى است . نگاه كنيد به ديوان بحترى ، ج 2 ، ص 33 ؛ الصناعتين ، ص 256 ؛ مثل السائر ، ج 1 ، ص 401 . گفتنى است : اين شعر در ديوان بحترى « كالبرق و الرعد » چاپ شده است و در ديگر جاها « كالرعد و البرق » ضبط شده و در جواهر « كالغيث و البرق » ؛ آنچه در ديوان بحترى آمده است از همه بهتر است چون تبسم به برق و آذرخش و اخم به رعد تشبيه است و اين تشبيه مقبول و دلپذير است ، اما تشبيه تبسم به باران مقبول نيست . و نگاه كنيد به الاطول ، ج 2 ، ص 92 . ( مترجم )