السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
239
جواهر البلاغة ( فارسى )
الباب الرابع فى المحسنات المعنوية 1 - التورية : « 1 »
--> ( 1 ) - « توريه » لفظى است كه داراى دو معناست يكى نزديك و غير مراد و ديگرى دور و مراد ؛ و بر آن معناى دور ، قرينهاى دلالت دارد كه غالبا تنها فرد هوشمند آن را درك مىكند . و توريه به چهار قسم تقسيم مىشود : 1 - مجرده 2 - مرشّحه 3 - مبيّنه 4 - مهيأة . 1 - مجرده آن است كه همراه چيزى متناسب با معناى دور يا نزديك نباشد ؛ مانند سخن ابراهيم خليل آنگاه كه ستمگر از همسرش پرسيد ، او پاسخ داد : اين خواهر من است و قصدش برادرى دينى بود . و مانند سخن خداى برين : « وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ » ( انعام ، 60 ) و اوست كسى كه شبانگاه روح شما را به هنگام خواب مىگيرد و آنچه را در روز به دست آوردهايد مىداند . [ در اين آيهء شريفه « جرحتم » دو معنا دارد يكى نزديك يعنى مجروح شديد و ديگرى دور كه به معنى ارتكاب گناهان است . ] 2 - مرشّحه و آن توريهاى است كه همراه با چيزى متناسب با معناى نزديك باشد و آن « مرشّحه » [ تقويت شده ] ناميده شده است . براى اينكه با آن چيز تقويت مىشود زيرا معنى قريب مقصود نيست از اين جهت گويا ضعيف است . پس آن هنگام كه لازم آن ذكر گردد به وسيلهء آن لازم تقويت مىشود . مانند « وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ » ( ذاريات ، 47 ) و آسمان را به قدرت خويش برافراشتيم . در اين آيه احتمال مىرود كه مقصود از « ايد » عضو باشد و آن معنى نزديك است و « بنينا » كه يكى از لوازم آن است بنا بر ترشيح ذكر شده است ؛ و احتمال مىرود كه « ايد » به معنى قدرت باشد كه آن معناى دور و مقصود است . و اين توريه به اعتبار ذكر لازم پيش از آن يا پس از آن به دو قسم تقسيم مىشود . 3 - توريهء مبيّنه توريهاى است كه لازم معنى دور در آن ذكر شده باشد . و مبينه ناميده شده است چون به وسيلهء ذكر لازم آن « مورى عنه » ( معناى دور ) بيان مىشود زمانى كه پيش از اين بيان پوشيده باشد پس آنگاه كه لازمش ذكر گردد بيان مىشود . مانند : يا من رانى بالهموم مطوقّا * و ظللت من فقدى غصونا فى شجون أتلو منى فى عظم نوحى و البكاء * شأن المطوّق أن ينوح على غصون اى كسى كه مرا با اندوههايى كه گرداگردم را گرفته ديده است و از فقد من چونان شاخهها در راههاى وادى گشته است ، آيا مرا بر بزرگى نوحهسرايى و گريستنم نكوهش مىكنى ؟ كار پرندهء طوقدار نالهكردن بر شاخههاست . [ مطوّق دو معنا دارد : 1 - پرنده طوقدار كه در اينجا معناى دور است . 2 - به گردن افتاده ، چيزى كه گرداگرد گردن كسى را گرفته است يا او را دور زده است . در اين شعر « ينوح على غصون » بيانكنندهء معنى اول مورى عنه -