السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

240

جواهر البلاغة ( فارسى )

التورية لغة مصدر ورّيت الخبر تورية اذا سترته و أظهرت غيره و اصطلاحا هى أن يذكر المتكلّم لفظا مفردا له معنيان أحدهما قريب غير مقصود و دلالة اللّفظ عليه ظاهرة و الآخر بعيد مقصود و دلالة اللّفظ عليه خفيّة فيتوهّم السّامع انّه يريد المعنى القريب و هو انّما يريد المعنى البعيد بقرينة تشير اليه و لا تظهره و تستره عن غير المتقيظ الفطن . باب چهارم دربارهء محسّنات معنويّه است . 1 - توريه : توريه در لغت مصدر « ورّيت الخبر تورية » است ، يعنى خبر را پوشاندم پوشاندنى . اين سخن را هنگامى مىگويى كه آن خبر را پنهان سازى و غير آن را آشكار كنى ؛ و در اصطلاح اين است كه گوينده لفظ مفردى را به كار برد كه دو معنا دارد : يكى معنى

--> - است ] و اين توريه نيز به اعتبار ذكر شدن لازم پيش از آن يا پس از آن دوگونه است . 4 - مهيّاه و آن توريه‌اى است كه تحقق توريه به سبب ذكر لفظى پيش از آن يا پس از آن است و آن هم دو قسم است : 1 - آن توريه‌هايى كه به وسيلهء لفظى پيش از آن آماده مىشوند ، مانند : و أظهرت فينا من سماتك سنّة * فأظهرت ذاك الفرض من ذلك الندب در ميان ما از خصلت‌هايت سنتى را ظاهر ساختى . بنابراين آن واجب را از آن مستحب پديدار كردى . ( معنى نزديك ) يا آن عطا را از آن مردى كه با شتاب نيازهاى مردم را برآورده مىسازد . ظاهر ساختى . ( معنى دور ) « فرض و ندب » دو حكم شرعى است و اين دو معناى نزديك آنهاست . و معناى دور « فرض » عطا ، و معناى دور « ندب » مردى است كه با شتاب نيازهاى مردم را برآورده مىسازد ، و اگر « سنت » ذكر نشده بود توريه آماده نمىشد و دو حكم شرعى بر ذهن نمىگذشت . و دوم آن است كه به وسيلهء لفظى پس از آن آماده براى توريه مىشود ، مانند سخن امام على عليه السّلام دربارهء اشعث بن قيس « أنّه كان يحرّك الشّمال باليمين » او راه‌ها را با دست راست حركت مىدهد . « شمال » معناى نزديكش ضد راست است و معناى دورش جمع « شمله » به معنى رد است . و اگر « يمين » پس از « شمال » ذكر نمىشد شنونده معنى دست را كه به سبب آن توريه تحقق يافته نمىفهميد . و از توريهء مجرده است سخن او : حملناهم طرا على الدّهم بعد ما * خلعناهم عليهم بالطعان ملابسا ما همه آنان را پس از اين‌كه جامه‌هايشان را با سرنيزه‌ها دريديم بر زنجيرهاى سياه حمل مىكنيم . « دهم » دو معنا دارد 1 - نزديك ، و آن اسبان سياه است كه مراد است . [ گفتنى است اين توريه مرشحه است و « حملناهم » كه متناسب با معنى نزديك است در آن ذكر گرديده ، ليكن به غلط مجرده چاپ شده است . ] و از توريهء مرشحه است سخن خداى برين « وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ . . . . . . . حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ » ( توبه ، 29 ) و متدين به دين حق نمىگردند تا با كمال خوارى به دست خود جزيه دهند . مراد از « يد » ذلت است و با « اعطا » كه متناسب با معنى نزديك يعنى « عضو » است همراه شده .