السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
22
جواهر البلاغة ( فارسى )
و إمّا مفرد بمركب كقول الخنساء : « 1 » و يا مشبّه مفرد و مشبّهبه مركب است ؛ مانند سخن خنساء : أغرّ أبلج تأتمّ الهداة به * كأنّه علم فى رأسه نار او شريف و گشادهروست ، هدايتگران به او اقتدا مىكنند گويى او كوهى است كه بر سرش آتش است . در اين مثال برادر خنساء به كوهى كه بر سر آن آتش باشد تشبيه شده است . و در فارسى مانند اين شعر نظامى : شب به پاس تو هندويست سياه * بسته برگرد خود جلاجل ماه « 2 » و إمّا مركّب بمفرد نحو : الماء المالح كالسّم . و يا مشبّه مركّب و مشبّهبه مفرد است ، مانند : آب شور مانند زهر است . در اين مثال « الماء المالح » مفرد مقيّد است نه مركّب . ( بنابراين تمثيل مؤلف غلط است . ) مصنف در پاورقى چنين مثل زده است : لا تعجبوا من خاله فى خدّه * كلّ الشقيق بنقطة سوداء از خال در گونهاش تعجب نكنيد ، همهء لالهها نقطهء سياه دارند . در اين مثال منظرهء خال در گونه به نقطهء سياه لاله تشبيه شده است . و در فارسى مانند اين شعر حافظ : زلف مشكين تو در گلشن فردوس عذار * چيست طاوس كه در باغ نعيم افتادست « 3 » بهتر اين بود كه مؤلف جواهر البلاغه مانند خطيب قزوينى و بسيارى ديگر از دانشمندان علم بلاغت ، براى تشبيه مركّب به مفرد به اين شعر ابو تمام مثال مىزد :
--> - در سينه دلش ز نازكى بتوان ديد * مانندهء سنگ خاره در آب زلال و يا : فلك چو چشمهء آب و مه نواند روى * بسان ماهى زرين ميان چشمهء آب عمعق بخارايى ( 1 ) - و مانند اين شعر : و حدائق لبس الشقيق نباتها * كالارجوان منقطا بالعنبر و باغهايى كه لاله ، گياه آن را پوشانده است به ارغوان كه با عنبر نقطهگذارى شده است مىماند . [ اين تمثيل مؤلف غلط است و اين شعر از قلمرو تشبيه مفرد به مركّب نيست ] . ( 2 ) - يعنى شب چون هندوى پاسبان سياهى در پيشگاه تو است كه زنگولهء ماه را بر كمر خود بسته است . و مانند اين شعر حافظ : به چمن خرام و بنگر بر تخت گل كه لاله * به نديم شاه ماند كه به كف اياغ دارد ( 3 ) - و مانند : حبابوار براندازم از نشاط كلاه * اگر ز روى تو عكسى به جام ما افتد