السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

15

جواهر البلاغة ( فارسى )

أعوام إقباله كاليوم فى قصر * و يوم إعراضه فى الطول كالحجج « 1 » سالهاى روى كرد او در كوتاهى بسان يك روز بود و روز روى گرداندنش در درازا همانند سالها . أورد قلبى الرّدى * غصن عذار بدا « 2 » أسود كالكفر فى * أبيض مثل الهدى شاخهء ريشى كه در كنار چهره‌اش آشكار شده بود مرگ را در دلم افكند ، آن ريش سياه بود چونان كفرى كه در سفيدى بسان هدايت باشد . لا جزى اللّه دمع عينى خيرا * و جزى اللّه كلّ خير لسانى « 3 » نمّ دمعى فليس يكتم شيئا * و وجدت اللسان ذا كتمان كنت مثل الكتاب أخفاه طىّ * فاستدلّوا عليه بالعنوان خداوند به اشك چشمم پاداش نيكو ندهد و همهء پاداشهاى خير را به زبانم دهاد . اشكم سخن‌چينى كرد ، او چيزى را پنهان نمىدارد ؛ و يافتم كه زبانم سرپوش مىگذارد . من مثل كتاب بودم كه درهم پيچيدن آن ، درونمايه‌اش را پنهان مىدارد ؛ آنگاه به واسطهء عنوان آن براى درونش دليل مىآورند . [ و مىتوان گفت : من مثل نامه بودم كه در هم پيچيدن آن . . . ] للورد عندى محلّ * لانّه لا يملّ « 4 » كل الرّياحين جند * و هو الأمير الأجلّ إن غاب عزّوا و باهوا * حتىّ إذا عاد ذلّوا گل پيش من پايگاهى دارد براى اين‌كه پژمرده نمىشود . همهء گياههاى خوشبو سپاهند و گل پادشاه برتر .

--> ( 1 ) - « أعوام إقباله » : مشبّه ، « يوم » : مشبّه‌به ، « فى قصر » : وجه‌شبه ، « ك » : ادات تشبيه ؛ « يوم إعراضه » : مشبّه ، « حجج » : مشبّه‌به ، « ك » : ادات تشبيه . ( 2 ) - « غصن عذار » : يعنى شاخهء ريش روييده در كنار چهره ، مشبّه است و تشبيه شده است به كفرى كه در ميان سفيدى مثل هدايت باشد . در اينجا چهره مشبّه است و در سفيدى به هدايت تشبيه شده است ، در تشبيه « غصن عذار » به « كفر » سياهى وجه‌شبه است ؛ و در تشبيه صورت به هدايت ، سفيدى . ( 3 ) - ضمير متكلم « كنت » : مشبّه است ، و « كتاب » : مشبّه‌به . فرو بستن كتاب و لب فرو بستن انسان هردو رازهاى درونى را پنهان مىدارد ؛ بنابراين وجه‌شبه ، فرو بستن است و در آخرين مصراع يك تشبيه پنهان ديگر وجود دارد و آن تشبيه اشك به عنوان كتاب است . « مثل » : ؟ ؟ ؟ ( 4 ) - « كلّ الرّياحين » : مشبّه ، « جند » : مشبّه‌به ، « هو » : ؟ ؟ ؟ مشبّه‌به . وجه شبه در تشبيه اول فرودستى است و در تشبيه دوم برترى و سرورى .