السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

136

جواهر البلاغة ( فارسى )

سازد ، آنان به سوى آن شرّ گروه‌گروه و تك‌تك پرواز مىكنند . [ گفتنى است : در اين شعر « أبدى ناجذيه » كنايه از ظهور و پديد آمدن شرّ است و « طاروا » استعارهء تبعيه است ؛ سرعت آنان به طيران و پرواز تشبيه شده است و لفظ مشبّه‌به براى مشبّه استعاره آورده شده ] . فإنّه قد صوّر لك الشرّ بصورة حيوان مفترس ، مكشر عن أنيابه ممّا يملا فوادك رعبا ، ثمّ صوّر القوم الّذين يعنيهم بصور طيور جوارح تطير إلى مصادمة الأعداء طيرانا ممّا يستثير إعجابك بنجدتهم و يدعوك إلى إكبار حمّيتهم و شجاعتهم . « 1 » شاعر شرّ را براى تو به صورت حيوانى درنده كه نيش‌هايش را آشكار ساخته است تصوير كرده به گونه‌اى كه دل تو را لبريز از ترس مىسازد ، سپس قومى را كه در نظر گرفته ( مقصود او بوده ) به صورت پرندگانى تيزچنگ ( شكارگر و درنده ) تصوير كرده است كه به سوى درگيرى با دشمنان پرواز مىكنند به شكلى كه شگفتى تو را از دليريشان برمىانگيزند ، و تو را به بزرگداشت غيرت و شجاعتشان فرا مىخوانند . و منهم من يعمد إلى الصورة الّتى يرسمها ، فيفصّل أجزاءها و يبيّن لكلّ جزء مزيّته الخاصة ، كقول امرؤ القيس فى وصف الليل بالطوّل : و برخى از آنان به صورتى كه مىخواهد ترسيم كند توجه مىكند ، پس اجزاء آن را از هم جدا مىسازد و براى هرجزئى برترى ويژهء آن را بيان مىكند . مانند سخن امرؤ القيس دربارهء شبى كه آن را به دراز بودن وصف مىكند : فقلت له لمّا تمطّى بصلبه * و أردف أعجازا و ناء بكلكل به شب گفتم ، آنگاه كه با پشتش دراز كشيد ( با كمان‌كشى پشت خود را دراز كرد ) و در پى آن دنباله‌هاى خود را بر زمين مىنهاد و با فروهشتن سينه‌اش كار را بر شب‌زنده‌داران سخت و گران مىساخت . چون تفسير اين شعر بسيار مهم است من نگاه شما را به شرح « انوار البلاغه » بر اين شعر مىسپارم : ضمير « له » راجع است به « ليل » كه در ابيات سابقه مذكور است . و « تمطّى » عبارت است از خميازه به تمام بدن كه آن را كمان‌كش گويند . و « ارداف » به معنى اتباع و چيزى را عقيب چيزى آوردن است . و « اعجاز » جمع « عجز » و آن دنبالهء

--> ( 1 ) - « مفترس » : درنده . « مكشر » : ظاهر ساخته . « جوارح » : شكارگرها ، تيزچنگ‌ها .