السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
129
جواهر البلاغة ( فارسى )
اى ابا مسك از تو مىخواهم مرا بر دشمنان يارى كنى و آرزو دارم عزّتى را كه شمشيرها را به خون خضاب كند . و آرزو دارم روزى را كه رشكورزان را به خشم آورد ؛ و حالتى را كه در آن حالت ، تيرهروزى را جايگزين بهرهورى و خوشبختى دشمن سازم . 2 - قال اللّه تعالى : « لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ » « 1 » خداوند برين فرمود : « امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارندهاى نيست ، مگر كسى كه [ خدا بر او ] رحم كند . » 3 - ذهبنا إلى حديقة غنّاء . به سوى باغ بسيار آوازگر رفتيم . 4 - بنى اسماعيل كثيرا من المدارس بمصر . ( در برخى از نسخهها به جاى اسماعيل جمال آمده ) اسماعيل بسيارى از مدرسهها را در مصر ساخت . 5 - تكاد عطاياه يجنّ جنونها * إذا لم يعوّذها برقية طالب « 2 » نزديك است بخششهاى او را پنهان كند انبوه بودنش ، زمانى كه آن عطايا را تعويذ نكند به افسون و دعاى كسى كه خواهان بخشش است . ( يا بگوييم : نزديك است عطاياى او ديوانه كند جنون آن را ) . توجه كنيد : « جنون » در اينجا مصدر است پس به معنى انبوه بودن و پوشيده بودن است يا به معنى ديوانگى و ديوانه شدن . چون سخن بر سر اسناد فعل به مصدر است . « تعويذ » : به معنى پناه دادن و در پناه درآوردن است . « رقية » : افسون و دعايى است كه براى رفع چشمزخم و بلاها به كسى مىآويزند . ضمير « جنونها » و « يعوّذها » به عطايا برمىگردد . الإجابة الف - عزّا يخضب البيض بالدّم . إسناد خضب السيوف بالدّم إلى ضمير العزّ غير حقيقى لأنّ العزّ لا يخضب
--> - دشمنان ، تيرهروز گردم پس متنعم و برخوردار شوم به اين تيرهروزى . نگاه كنيد به ديوان متنبّى با شرح برقوتى ، ج 2 ، ص 394 ] ( 1 ) - هود ، 43 ( 2 ) - اين شعر از ابو تمام است . نگاه كنيد به شرح صولى بر ديوان ابو تمام ، ج 1 ، ص 281 ( مترجم )