السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

124

جواهر البلاغة ( فارسى )

مجاز عقلى اسناد فعل يا آنچه به معناى فعل است چون اسم فاعل ، اسم مفعول و مصدر به چيزى غير از آنچه در ظاهر حال متكلم براى آن چيز است . و اين اسناد به جهت وجود علاقه است و همراه قرينه‌اى كه ما را از اين‌كه اسناد به چيزى باشد كه براى اوست باز مىدارد . توضيح : وقتى شخص خداباورى مىگويد : « أنبت الرّبيع البقل » بهار گياه را روياند ، در اين مثال فعل « أنبت » اسناد داده شده است به « ربيع » ( بهار ) كه بنا بر ظاهر حال متكلم ، اين روياندن مال « ربيع » نيست و براى خداست . پس « أنبت » فعل است . « ربيع » غير ما هوله است ، يعنى غير چيزى است كه روياندن مال اوست ؛ چون روياندن بنابر ظاهر حال متكلم براى خداست . و اگر كسى كه خداوند متعال را قبول ندارد به مسخرگى بگويد : « أنبت اللّه البقل » خداوند گياه را روياند ، در اينجا « أنبت » اسناد داده شده است به « اللّه » كه بنا بر ظاهر حال گوينده اين روياندن براى اللّه نيست ، و از ديدگاه او روياندن براى طبيعت است . و مسخره‌آميز بودن لحن سخن او قرينه است بر اين‌كه اين اسناد به نظر او حقيقى نيست . اشهر علاقات المجاز العقلى 1 - الإسناد إلى الزّمان ، نحو « من سرّه زمن ساءته أزمان » أسند الإساءة و السّرور إلى الزمن و هو لم يفعلها بل كانا واقعين فيه على سبيل المجاز . مشهورترين علاقه‌هاى مجاز عقلى 1 - اسناد به زمان ، مانند : « من سرّه زمن ساءته أزمان » كسى را كه زمانى شادمان سازد زمانهايى ناخرسند مىگرداند . غمگين ساختن و شادمان ساختن را به زمان اسناد داده است با اين‌كه زمان ، اين دو كار را نكرده است . بلكه شادمان ساختن و غمگين ساختن در زمان واقع شده است . توضيح : « و هو لم يفعلهما » : آن زمان شادمان و غمگين نكرده است بل فاعل حقيقى آن خداوند متعال است . توجه كنيد عبارت « بل كانا واقعين فيه على سبيل المجاز » غلط است . چون معناى آن چنين است : بل شادمانى و غمگينى مجازا در زمان واقع شده است . با اين‌كه وقوع اين دو در زمان مجازى نيست ، حقيقتا فعل در زمان واقع مىشود ، فقط اسناد فعل به