السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
125
جواهر البلاغة ( فارسى )
زمان مجازى است نه وقوع آن در زمان . 2 - الإسناد إلى المكان ، نحو : « وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ » فقد اسند الجرى إلى الأنهار و هى أمكنة للمياه و ليست جارية بل الجارى ماؤها . 2 - اسناد به مكان ، مانند : « وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ » « 1 » و از زير ( آباديهاى ) آنها نهرها را جارى ساختيم . جارى شدن به نهرها اسناد داده شده است با اينكه رودخانه جاى آبهاست و جارى نمىشود ، آنچه جارى مىگردد آب رودخانههاست . 3 - الإسناد إلى السبّب ، نحو : إنّى لمن معشر أفنى أوائلهم * قيل الكماة ألا أين المحامونا « 2 » 3 - اسناد به سبب ، مانند : به راستى من از جامعهاى هستم كه گروههاى نخستين آنان را نابود ساخت سخن جنگآوران كه مىگفتند : هان كجايند ياوران ما ؟ فقد نسبت الإفناء إلى قول الشّجعان ، هل من مبارز ؟ و ليس ذلك القول بفاعل له و مؤثر فيه و إنّما هو سبب فقط . نابود ساختن به سخن دليرانى نسبت داده شده است كه « هل من مبارز » مىگفتند . ( آيا جنگآورى هست ؟ ) در حالى كه اين سخن فاعل نابودى و مؤثر در آن نبوده است ، اين سخن تنها سبب بوده . [ آنچه آنان را نابود ساخته است پيكار قهرمانانه بوده است كه در پى اين سخنان پديد آمده است ] . 4 - الإسناد إلى المصدر كقول أبى فراس الحمدانى : 4 - اسناد به مصدر است ، مانند سخن ابو فراس حمدانى : سيذكرنى قومى إذا جدّ جدّهم * و فى اللّيلة الظلّماء يفتقد البدر به زودى قوم من مرا ياد خواهند كرد ، زمانى كه بكوشد كوشيدن آنان و در شب تيره ماه تمام جستجو مىشود .
--> ( 1 ) - انعام ، 6 ( 2 ) - « قيل » در اين شعر فعل مجهول نيست اسم به معنى « گفته و گفتار » است . « كماة » : جمع « كمى » است و « كمى » دليرى است كه از سر تا به پا پوشيده از سلاح است .