السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

119

جواهر البلاغة ( فارسى )

بند قباى چاكرى سلطان * چون از ميان ريخته نگشايى مراد از ميان ريخته متلاشى شدن پس از مرگ است . در گفتار روزانه ما اين مجاز را بسيار به كار مىبريم . مثلا به دانشجوى رشتهء پزشكى مىگوييم : دكتر ، به دانشجوى علوم دينى مىگوييم : حجة الاسلام و . . . 13 - و الحاليّة - هى كون الشىء حالّا فى غيره و ذلك فيما إذا ذكر لفظ الحال و اريد المحلّ لما بينهما من الملازمة نحو : « فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » فالمراد من الرّحمة الجنّة الّتى تحلّ فيها الرّحمة فهم فى جنّة تحلّ فيها رحمة اللّه . ففيه مجاز مرسل علاقته الحاليّة و كقوله تعالى : « خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ » أى لباسكم ، لحلول الزّينة فيه فالزّينة حالّ و اللباس محلّها و نحو أرى بياضا يظهر و يختفى و أرى حركة تعلو و تسفل . 13 - علاقهء حاليّت : و آن بدين‌گونه است كه چيزى جا گرفته و وارد شده در چيز ديگرى باشد . و اين مجاز در جايى است كه لفظ جاگرفته ذكر گردد و محلّ اراده شود . چون بين محلّ ( جا ، ظرف ، مكان ) و حال ( جاگرفته ، وارد شده ، اقامت گزيده ، مظروف ) ملازمه هست . مانند : « فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » « 1 » در رحمت خداوند خواهند بود و جاودانه در آن مىمانند . مراد از « رحمت » بهشتى است كه رحمت در آن‌جا مىگيرد . پس آنان در بهشتى هستند كه رحمت در آن جايگزين مىشود و وارد مىگردد . بنابراين در لفظ « رحمت » مجاز مرسل هست و علاقهء آن حاليّت است . [ يعنى « رحمت » گفته شده و « جنّت » اراده شده است ] . و مانند سخن خداى برين : « خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ » « 2 » زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد . يعنى لباستان را برداريد چون زينت در لباس جا داده مىشود . پس زينت حال است و لباس محل آن . و مانند : « أرى بياضا يظهر و يختفى » يك سپيدى مىبينم كه آشكار و پنهان مىشود . [ در اين مثال سپيدى عرض است و مقصود از آن محلى است كه سپيدى بر آن عارض شده است ] .

--> ( 1 ) - آل عمران ، 107 ( 2 ) - اعراف ، 31