السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
115
جواهر البلاغة ( فارسى )
6 - و الملزوميّة هى كون الشّىء يجب عند وجوده وجود شىء آخر ، نحو : ملات الشّمس المكان أى الضّوء فالشّمس مجاز مرسل علاقته الملزوميّة لأنّها متى وجدت وجد الضّوء و القرينة « ملأت » . 6 - علاقهء ملزوميّت : و آن بدينسان است كه مجاز هنگامى كه وجود مىيابد از وجود آن ، وجود چيز ديگرى نيز حتمى مىشود . مانند : « ملات الشّمس المكان » خورشيد مكان را پر كرد . يعنى پرتو خورشيد پر كرد . « شمس » مجاز مرسل است و علاقهء آن ملزوميّت است . چون هرگاه خورشيد يافت شود پرتو آن نيز يافت مىشود . و قرينهء اين مجاز « ملأت » است . [ يعنى به وسيلهء لفظ « ملأت » ( پر كرد ) مىفهميم كه خود خورشيد پر نكرده و نمىشود خورشيد جايى را پر كند پس مراد پرتو آن است ] . و در فارسى مانند آنچه سهراب سپهرى سروده است : راه مىبينم در ظلمت ، من پر از فانوسم . يعنى پر از نورم كه لازمهء فانوس است . بنابراين فانوس كه ملزوم است ذكر گرديده و لازم آن اراده شده است . [ گفتنى است : در جايى كه علاقه لازميّت بود مجاز مرسل لازم قرار گرفته بود ، و در اينجا كه علاقه ملزوميّت است مجاز مرسل ملزوم قرار گرفته است ] . 7 - و الآليّة هى كون الشّىء واسطة لإيصال أثر شىء إلى آخر و ذلك فيما إذا ذكر اسم الآلة و أريد الأثر الّذى ينتج عنه ، نحو : « وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ » أى ذكرا حسنا فلسان بمعنى ذكر حسن مجاز مرسل علاقته الآليّة لأنّ اللسان آلة فى الذكر الحسن . 7 - علاقهء آليّت : و آن بدينگونه است كه مجاز واسطه براى رساندن اثر چيزى به ديگرى باشد ؛ و آن هنگامى است كه اسم آلت ذكر گردد و اثرى كه پديدهء آن است اراده شود ؛ مانند : « وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ » « 1 » و براى من در ميان امّتهاى آينده زبان صدق ( ذكر خيرى ) قرار ده . « لسان صدق » به معنى ذكر حسن ، ياد نيكو است . پس « لسان » به معنى « ذكر حسن » مجاز مرسل است . علاقهء آن آليّت است ، براى اينكه زبان ابزار در ذكر نيكوست .
--> ( 1 ) - شعراء ، 84