السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

109

جواهر البلاغة ( فارسى )

دارند ؛ مثل اصطلاح خيّاطان ، نجّاران ، رانندگان و . . . به اين اصطلاحات كه ويژهء دانش‌ها و اصناف خاص است اصطلاح عرف خاص مىگويند . خلاصه : بايد ببينيم گوينده براساس چه اصطلاحى سخن مىگويد ؛ اگر كلماتى را كه به كار مىبرد در همان اصطلاح براى همان معانى قرار داده شده باشد حقيقت است ، و اگر در آن اصطلاح براى آن معانى قرار داده نشده باشد مجاز است . مثلا در عرف رانندگان ، دنده براى آن وسيلهء خاصى به كار مىرود كه در ماشين وجود دارد ، و در عرف عام بر آن تكه استخوانهاى ويژه‌اى كه در سينه هست استعمال مىشود . پس در اصطلاح رانندگان استعمال دنده بر همان وسيله حقيقت است ، و اگر اصطلاح تخاطب اصطلاح عرف عام باشد استعمال دنده بر آن استخوانها حقيقت مىشود . و العلاقة هى المناسبة بين المعنى الحقيقى و المعنى المجازى قد تكون المشابهة بين المعنيين و قد تكون غيرها « 1 » فاذا كانت العلاقة المشابهة فالمجاز استعارة و الّا فهو مجاز مرسل . و علاقه يعنى مناسبتى كه بين معنى حقيقى و معنى مجازى وجود دارد ؛ گاهى مشابهت و همانندى است و گاهى غيرمشابهت . اگر آن علاقه مشابهت باشد مجاز « استعاره » است ، و اگر مشابهت نباشد آن مجاز « مرسل » است . توضيح : واژهء « ماه » براى كرهء مخصوص كه در آسمان است وضع شده است ، اكنون اگر براى چهرهء زيبا به كار برده شود واژهء « ماه » استعاره مىشود ، چون بين ماه حقيقى و ماه مجازى مشابهت وجود دارد و آن زيبايى است . و القرينة هى المانعة من إرادة المعنى الحقيقى قد تكون لفظية و قد تكون حالية كما سيأتى . و قرينه يعنى چيزى كه مانع مىشود از اراده‌كردن معنى حقيقى گاهى لفظيّه است و گاه حاليّه همان‌گونه كه به زودى خواهد آمد .

--> ( 1 ) - علاقه مناسبت بين معنى منقول‌عنه و منقول‌اليه است ؛ و علاقه ناميده شده است چون به واسطهء علاقه معنى دوم با معنى اول پيوند پيدا مىكند و ذهن از معنى اول به معنى دوم منتقل مىگردد ؛ و با شرط دانستن ملاحظهء علاقه ، غلط خارج مىشود . مانند سخن تو كه مىگويى : « خذ هذا الكتاب » اين كتاب را بگير و مثلا اشاره به اسب مىكنى ، اين استعمال غلط است نه مجاز ، زيرا علاقه و مناسبتى بين كتاب و اسب لحاظ نشده است .