السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

99

جواهر البلاغة ( فارسى )

وى عطا مىكند . سزاوار و بايسته است كه هرسخنى به اندازهء نياز باشد نه افزون بر آن‌كه بيهوده شود و نه كمتر از نياز كه به هدف ، آسيب رسد . هدف ، روشنگرى و بيان‌كردن است . « 1 » در عبارت « يشخص حالته و يعطيه ما يناسبها » ضمير « حالته » به « مريض » و ضمير « يناسبها » به « حالت » برمىگردد . لهذا - تختلف صور الخبر فى أساليب اللغة باختلاف احوال المخاطب الذى يعتريه ثلاث احوال : اولا - ان يكون المخاطب خالى الذّهن من الخبر غير متردّد فيه و لا منكر له و فى هذه الحال لا يؤكّد له الكلام ، لعدم الحاجة الى التوكيد ، نحو قوله تعالى : الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا . و يسّمى هذا الضّرب من الخبر ( ابتدائيا ) و يستعمل هذا الضّرب حين يكون المخاطب خالى الذّهن من مدلول الخبر فيتمكن فيه لمصادفته ايّاه خاليا . و از اين‌رو كه بايد خبر به اندازهء نياز باشد . شكلهاى خبر ، در اسلوب‌هاى ادبى ، بر اساس اختلاف حالات مخاطب ، اختلاف مىپذيرد . سه حالت ، عارض مخاطب مىشود : اوّل - اين‌كه مخاطب ، ذهنش از خبر تهى باشد و در آن متردد نباشد و انكار هم نكند براى چنين مخاطبى سخن ، تاكيد نمىشود زيرا نياز به تاكيد ندارد ، مانند سخن خداوند متعال : « الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا » : « 2 » دارايى و پسران ، آرايش زيستن دنيا هستند . و اين نوع خبر ، « ابتدايى » ناميده مىشود و زمانى به كار مىآيد كه ذهن مخاطب ، از مدلول خبر ، خالى است و از اينرو خبر ، چون ذهن را تهى مىيابد در آن ، جايگزين مىگردد . « 3 »

--> ( 1 ) . معاويه به يكى از كارگزارانش نوشت : براى ما شايسته نيست كه همهء مردم را يكسان رهبرى كنيم با همه ، نرمجويى نمىكنيم تا مردم در نافرمانى نشاط نيابند و با همه خشونت نمىورزيم تا مردم را به هلاك‌گاه‌ها نكشانيم . تو براى شدّت و خشونت باش و من براى مهربانى و رحمت . و ابو العبّاس سفّاح نوشت : من نرمخويى مىكنم تا آنجا كه تنها خشونت سود مىبخشد و به خاصان عطا مىكنم تا مرزى كه آنان را براى توده‌ها مطمئن بيابم . و شمشير در نيام مىدارم تا هنگامى كه حق آن را بركشد . و مىبخشم تا زمانى كه بخشش مورد نداشته باشد . ( 2 ) . كهف / 46 . ( 3 ) . عرفت هواها قبل ان اعرف الهوى فصادف قلبا خاليا فتمكنا با عشق او آشنا شدم پيش از اين‌كه عشق را