السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
435
جواهر البلاغة ( فارسى )
مبالغه در نكوهش ، مانند سخن شاعر : « و ما أدرى . . . » نمىدانم و مىپندارم به زودى بدانم آيا آل حصن مردند يا زنانند . 4 - و التوبيخ و شدة الجزع كقول الشّاعر : أيا شجر الخابور ما لك مورقا * كأنّك لم تجزع على ابن طريف سرزنش و بىتابى و ناشكيبايى شديدكردن . مانند سخن شاعر : « أيا . . . » اى درخت سرزمين خابور ، چرا برگ آوردى ؟ گويا تو بر پسر طريف ، ناله نكردى ؟ « 1 » 5 - و شدّة الوله كقول الشاعر : باللَّه يا ظبيات القاع قلن لنا * ليلاى منكنّ أم ليلى من البشر « 2 » شدّت شيفتگى مانند سخن شاعر : « باللَّه . . . » شما را سوگند به خدا اى آهوان دشت ، به ما بگوييد : ليلاى من از جنس شماست يا از جنس آدميان است ؟ در اينجا شاعر نسبت به آدم بودن يا آهو بودن « ليلى » تجاهل كرده است . 6 - و الفخر كقوله : أيّنا تعرف المواقف منه * و ثبات على العدا و ثباتا به خود نازيدن و افتخار كردن مانند سخن او : « أينا . . . » ميدانگاهها ، جستنها و پايدارى كدام يك از ماها را در برابر دشمنان مىشناسد ؟ در اين شعر ، شاعر مىخواهد به خود ببالد و بگويد : تنها جهشهاى من و پايدارى من در برابر دشمنان ، معروف است لكن اين به خود باليدن را به شيوه سؤال مطرح كرده است . و تجاهل نموده . الثالث - القلب و هو جعل كل من الجزاين فى الكلام مكان صاحبه لغرض المبالغة نحو قول رؤبة بن العجاج : و مهمه مغبرّة أر جاؤه * كأنّ لون أرضه سماؤه سوم از انواع ارائهء سخن بر خلاف مقتضى ظاهر ، قلب است و قلب اين است كه : هر يك از دو جزء كلام ، براى مبالغه ، به جاى جزء ديگر ، نهاده مىشود . مانند سخن رؤبة بن
--> ( 1 ) . اين شعر را دختر طريف در سوگ برادرش سروده است . او در اين شعر ، نسبت به انگيزه جزع نكردن درخت ، تجاهل كرده است براى اوج حيرانى و ناراحتى كه داشته است . ( 2 ) . اين شعر از عبد اللّه بن عمرو عرجّى يا بنا به قول ديگرى از حسين بن عبد اللّه است . در برخى از نسخهها « تاللّه » است .