السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

358

جواهر البلاغة ( فارسى )

و نمونهء جايى كه دو جمله ، مختلف باشد ، سخن خداى متعال است : « إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا . . . » « 1 » بىشك ، من خدا را گواه مىگيرم شما نيز گواهى دهيد كه : من از آنچه بدان شرك مىورزيد ، بيزارم . « 2 » اين آيهء شريفه ، در حقيقت به اين معناست : من خداوند را گواه مىگيرم و شما را گواه قرار مىدهم . بنابراين ، جملهء دوم در اين آيه ، لفظا إنشائيه و معنا خبريه است . « 3 » خلاصه اين‌كه « إنّى أشهد اللّه » از جهت لفظ و معنى خبريه است و جملهء « أشهدوا . . . » از حيث لفظ انشاييه ، و از جهت معنى خبريه است و بر جمله نخست ، عطف گرديده . و نحو : إذهب إلى فلان و تقول له كذا ، فتكون الجملة الثانية من هذا المثال خبرية لفظا و لكنّها إنشائية معنى أى : و قل له . فالاختلاف فى اللفظ لا فى المعنى المعوّل عليه و لهذا وجب الوصل و عطف الجملة الثانية على الأولى لوجود الجامع بينهما و لم يكن هناك سبب يقتضى الفصل بينهما و كل من الجملتين لا موضع له من الإعراب . و مانند : « إذهب إلى فلان و تقول له كذا » : پيش فلان برو و به او چنين مىگويى جملهء دوم « تقول له كذا » در اين مثال ، لفظا خبريه ليكن در معنى انشاييه است چون به معنى « قل له » است . بنابراين ، اختلاف در لفظ است و اختلاف در معنا كه بدان تكيه مىشود نيست . و از همين‌رو وصل و عطف جملهء دوم بر جملهء اول واجب است چون جامع بين دو جمله وجود دارد و انگيزه‌اى براى فصل ، ميان آن دو جمله نيست و هركدام از اين دو جمله ، محلى از اعراب ندارد . توضيح : در علم نحو گفته‌اند : جمله‌هايى كه محلّى از اعراب دارد عبارت است از : 1 - جملهء خبريه . 2 - جملهء حاليه .

--> ( 1 ) . هود ، 54 . ( 2 ) . و جمله دوم ، انشاييه آمده و مثل جمله نخست به شكل خبر ، نيامده چون حضرت هود نخواسته گواهى آنان ، با گواهى خداوند متعال ، برابر و يكسان باشد ( برتر است خداوند ، از آنچه آنان مىگويند ، برترى بزرگى . ) ( 3 ) . بدان كه : شكل دو جمله ، هشت گونه است زيرا آن دو يا لفظا و معنا خبريه است يا تنها از حيث معنى خبريه است و از جهت لفظ ، انشائيه . يا جمله نخست ، تنها از حيث معنى خبريه است نه از حيث لفظ ، يا برعكس . و يا دو جمله ، هم لفظا و معنا انشاييه است يا تنها از حيث معنى انشاييه است و از حيث لفظ ، خبريه يا جملهء نخست از حيث ظاهر ، خبريه است و جملهء دوم انشاييه يا برعكس است همانگونه كه مثل زديم .