السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

353

جواهر البلاغة ( فارسى )

و المجئ بها منثورة ، تستانف واحدة منها بعد الاخرى . وصل ، عطف يك جمله بر جملهء ديگر به واسطه واو است و فصل ، ترك اين عطف است در بين دو جمله و آوردن آن جمله‌هاست به صورت پراكنده و به گونه‌اى كه يكى پس از ديگرى آغاز شود . توضيح : « منثوره » : پراكنده . فالجملة الثانية تأتى فى الأساليب البليغة مفصولة أحيانا و موصولة أحيانا فمن الفصل ، قوله تعالى : « وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » فجملة « إدفع » مفصولة عمّا قبلها و لو قيل : و ادفع بالّتى هى أحسن لما كان بليغا . جملهء دوم ، در اسلوبهاى بلاغت ، گاهى جدا و بدون عطف مىآيد و گاه با عطف . از قلمرو جاهايى كه بدون عطف آمده ، اين آيهء شريفه است : « وَ لا تَسْتَوِي . . . » « 1 » نيكى و بدى يكسان نيست . بدى را با شيوه‌اى كه برتر است ، دفع كن . جملهء « إدفع » جدا از ماقبلش آورده شده و اگر گفته مىشد ، « ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » آنگاه بليغ نبود . و من الوصل قوله تعالى : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » عطف جملة « و كونوا » على ما قبلها و لو قيل : اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ، لما كان بليغا . و از نمونه‌هاى وصل است سخن خداى برين : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » « 2 » اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، تقوا پيشه كنيد و همراه راستگويان باشيد . جمله « و كونوا » بر ماقبلش ، عطف شده است و اگر گفته مىشد ، « اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » بدون عطف ، بليغ نبود .

--> چه آن چيزها مفرد باشد و چه جمله و چه عطف ، با واو باشد چه غير واو . پس شرط شده كه يك جهت جامعى بين چيزهايى كه برهم عطف شده ، وجود داشته باشد مانند : « الشّمس و القمر و السّماء و الأرض محدثة » در اين جمله ، عطف ، پسنديده است چون جهت جامع وجود دارد . و مثل : « الشّمس و الأرنب و الحمار محدثة » در اين جمله ، عطف ، مقبول نيست چون جهت جامع ، وجود ندارد . در اين دو مثال ، عطف بين مفردات ، تحقق پيدا كرده است ، ليكن در اصطلاح علماء بلاغت ، وصل و فصل به جمله‌ها و به واو اختصاص دارد . پس نيكو نيست وصل مگر بين جمله‌هايى كه متناسب است نه بين جمله‌هايى كه متحد يا متباين است و اگر متناسب نبود بايد جمله‌ها را بدون عطف آورد . و بدان : هرگاه واو ، بدون معطوف عليه بيايد ، آنگاه معطوف عليه ، متناسب با موقعيت ، در تقدير گرفته مىشود . مانند : « أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً » ( بقره ، 100 ) كه مقدّر آن ، چنين است : « أكفروا و كلّما عاهدوا » چون همزه ، خواهان فعل است . ( 1 ) . فصلّت ، 34 . ( 2 ) . توبه ، 119 .