السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

342

جواهر البلاغة ( فارسى )

ندادم مگر وظيفه‌ام را ) . اين جمله ، خطاب به چه كسى قصر قلب و خطاب به چه كسى قصر افراد و خطاب به چه كسى قصر تعيين است . « 1 » 4 - غيرّ الجملة الآتية بحيث تفيد القصر بالعطف جمله‌اى كه مىآيد را به گونه‌اى تغيير بده كه مفيد قصر ، به سبب عطف باشد : « بالإختراعات الحديثة إرتقت الامم الغربية » با اختراعات جديد ، جامعه‌هاى غربى پيشرفت كرده است . « 2 » تطبيق عملى اجراى عملى 1 - لم يبق سواك نلوذ به * ممّا نخشاه من المحن « 3 » باقى نمانده جز تو كسى كه به او پناه بريم از بلاهايى كه مىترسيم . 2 - إنّما يشترى المحامد حرّ * طاب نفسا لهنّ بالأثمان « 4 » تنها آزادمرد ، ستايشها را مىخرد و بهاى آن را با روانى خشنود مىپردازد . 3 - إنّما الدّنيا متاع زائل * فاقتصد فيه و خذ منه و دع دنيا تنها كالايى است كه از بين مىرود پس تو در اين دنيا ميانه‌رو باش ، از آن بهره بگير و رهايش كن . « 5 » 4 - عمر الفتى ذكره لا طول مدّته * و موته خزيه لا يومه الدّانى عمر جوانمرد ، نام نيكويى است كه باقى مىگذارد نه مدّتى كه زيست مىكند و مرگش

--> ( 1 ) . در برابر مخاطبى كه پنداشته : شما غير واجب را ادا كرده‌ايد ، قصر قلب است . و در برابر مخاطبى كه گمان كرده : شما هم واجب و غير واجب را انجام داده‌ايد ، قصر افراد است . و در برابر مخاطبى كه ترديد دارد : آيا شما واجب را ادا كرده‌ايد يا غير واجب را ، قصر تعيين است . ( 2 ) . ارتقت الأمم الغربية بالاختراعات الحديثة لا بغيرها . ( 3 ) . در اين شعر ، استثناء با غير « إلّا » است . ( 4 ) . شاعر ، مىگويد : خريدن ستايشها منحصر به آزادمردان است . آنانند كه با خرسندى ، در راه ستايش ، داراييشان را مىپردازند . لفظ « إنّما » بر اين قصر ، دلالت دارد و صفت « شراء » ( خريدن ) را منحصر به موصوف ( آزادمردان ) مىكند . ( 5 ) . شاعر ، دنيا را منحصر به يكى از صفاتش كرده است و آن صفت ، كالاى زودگذر بودن است . در اين شعر ، قصر موصوف بر صفت شده .