السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

334

جواهر البلاغة ( فارسى )

بحث سوم دربارهء قسمت كردن قصر به لحاظ دو طرف آن است . قصر ، به اعتبار دو طرفش ( مقصور و مقصور عليه ) چه حقيقى باشد و چه اضافى به دو نوع تقسيم مىپذيرد : الف : قصر صفت بر موصوف : و آن اين چنين است كه : تو صفت را در حصار موصوف نگه دارى و آن را ويژهء موصوف سازى به گونه‌اى كه غير آن موصوف ، آراستهء به اين صفت نگردد . با اين‌كه خود موصوف ، به صفات ديگرى غير از صفت مذكور ، متصف مىشود . قصر حقيقى صفت بر موصوف ، مانند : « لا رازق إلّا اللّه » روزى دهنده‌اى غير از خدا نيست . در اينجا صفت روزىبخشى به طور حقيقى منحصر به « اللّه » گشته است و هيچ موصوف ديگرى به اين صفت ، متّصف نمىشود . ليكن « اللّه » صفات ديگرى غير از روزىبخشى دارد . حصر اضافى صفت بر موصوف ، مثل « لا زعيم إلّا سعد » رهبرى به غير از سعد نيست . در اين مثال ، صفت رهبرى ويژه سعد گرديده است . البته ، حصر ، در اينجا اضافى است يعنى نفى رهبرى نسبت به برخى از افراد ، است نه همه افراد . ( ب ) قصر موصوف على صفة و هو أن يحبس الموصوف على الصفة و يختصّ بها ، دون غيرها و قد يشاركه غيره فيها . مثاله من الحقيقى ، نحو : ما اللّه إلّا خالق كلّ شىء . و مثاله من الإضافى ، قوله تعالى : وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً ب : قصر موصوف بر صفت . و آن بدين معناست كه : موصوف ، در حصار صفت نگه داشته شود و مختص به همان صفت گردد نه به صفات ديگر . با اين‌كه موصوف ديگرى نيز مىتواند آن صفت را داشته باشد و با آن موصوف ، در صفت مذكور ، شريك شود . قصر حقيقى موصوف بر صفت ، مانند : « ما الله إلا خالق كل شىء » اللّه نيست مگر آفرينندهء هرچيز . در اين مثال ، « اللّه » موصوف و خالقيت هرچيز ، صفت است . و قصر اضافى موصوف بر صفت ، مثل : « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا