السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

326

جواهر البلاغة ( فارسى )

مصر است ) « 1 » معناى اين سخن ، اختصاص دادن « شوقى » به شعر است و منحصر ساختن او بر شعر و نفى صفت نويسندگى از او . و اين سخن در ردّ كسى است كه پنداشته : « شوقى » شاعر و نويسنده است . در اين جمله ، آنچه دلالت بر اختصاص و تخصيص مىكند ، كلمه « ما » نافيه است ، كه در آغاز آمده و استثناء به وسيله « إلّا » است كه پيش از خبر آمده . در اين عبارت ، شوقى « مقصورا عليه » و شاعر « مقصور » ناميده مىشود . « ما » و « إلّا » شيوه قصر و از ادوات آن است . اكنون اگر تو بگويى : « شوقى شاعر » بدون نفى و استثناء ، ديگر اين تخصيص فهميده نمىشود . و لهذا يكون لكل قصر طرفان : « مقصور » و « مقصور عليه » و يعرّف « المقصور » بأنّه هو الذّى يؤلّف مع المقصور عليه الجملة الأصلية فى الكلام و من هذا تعلم أنّ القصر : هو تخصيص الحكم بالمذكور فى الكلام و نفيه عن سواه بطريق من الطّرق الآتية . و فى هذا الباب أربعة مباحث . بنابراين ، براى هرقصرى ، دو طرف وجود دارد : 1 - مقصور 2 - مقصور عليه در تعريف مقصور ، گفته‌اند : « آن است كه با مقصور عليه ، جملهء اصلى را در كلام ، مىسازد . » و از اينجا ، دانسته مىشود كه قصر ، اختصاص دادن حكم است به آنچه ذكر شده و نفى حكم است و از غير آن ، با يكى از شيوه‌هايى كه در آينده ، ذكر مىشود . و در اين باب ، چهار بحث ، مطرح مىگردد . المبحث الاوّل فى طرق القصر للقصر طرق كثيرة و أشهرها فى الاستعمال أربعة بحث اوّل دربارهء شيوه‌هاى قصر است . براى قصر ، راه‌ها و شيوه‌هاى فراوانى وجود دارد ، مشهورترين آنها در كاربرد ، چهار تا

--> ( 1 ) . نگاه كنيد به : معجم المطبوعات العربية ، ج 2 ، ص 1158 و اشهر مشاهير الشّرق ، ص 3 .