السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
281
جواهر البلاغة ( فارسى )
سه چيز است كه جهان ، از شادابى آنها درخشش يافته است : خورشيد چاشتگاه ، ابو اسحاق و ماه . در اين شعر ، عدد يعنى « ثلاثه » بر معدود ، مقدم شده است تا نسبت به آن ، شوق پديد آيد . چون انسان ، هنگامى كه جمع يك عددى را شنيد ، مىخواهد شرح و تفصيل يكيك آن عدد را بداند . 5 - أفى الحق أن يعطى ثلاثون شاعرا * و يحرم مادون الرّضا شاعر مثلى آيا اين حق است كه سى شاعر ، عطا داده شوند و شاعرى چون من ، از كمتر از آنچه به آن راضى بودم هم محروم گردم . « أفى الحق » مسند و « أن يعطى » به تأويل مصدر مىرود و مسند اليه قرار مىگيرد . در اين شعر ، جار و مجرور پس از همزهء استفهام ، مقدم شده است تا دلالت كند بر اينكه آنچه مقدم شده ، جاى انكار است يعنى : حقانيت اعطاى به سى شاعر و محروميت او . 6 - فكيف و كلّ ليس يعدو حمامه * و ما لإمرى عمّا قضى اللّه مرحل پس چگونه است حال آنكه هيچكس از مرگش نمىتواند روى برگرداند و هيچكس را از قضاى خداوند ، گريزى نيست . در اين شعر ، « كل » كه از ادات عموم است در « كل ليس يعدو » بر ادات سلب ، مقدم گشته است ، تا بر كلى بودن نفى ، دلالت كند . يعنى : حكم مرگ يكايك انسانها را فرا مىگيرد آنان را از مرگ ، گريزى نيست . 7 - و قال اللّه تعالى : بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ « 1 » و خداوند برين فرمود : بل خدا را ستايش كن و از سپاسگزاران باش . در اين آيهء كريمه ، « اللّه » كه مفعول است بر « اعبد » مقدّم گشته ، تا افادهء حصر و تخصيص كند . يعنى : تنها خداوند را ستايش كن نه غير او را . 8 - بك اقتدت الأيّام فى حسناتها * و شيمتها لولاك هم و تكريب روزگار در نيكىهايش ، به تو اقتدا كرده است و اگر تو نبودى شيوه آن ، اندوهسازى و پريشانپردازى بود . در « بك اقتدت » جار و مجرور ، بر فعل ، مقدم گشته است تا دلالت بر تخصيص كند ، يعنى : اقتدا تنها به تو است نه به غير تو .
--> ( 1 ) . زمر / 66 .