السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
282
جواهر البلاغة ( فارسى )
تطبيق عام على أحوال المسند اجراى كلى قواعد ، بر حالات مسند لمّا صدأت مرآة الجنان قصدت لجلائها بعض الجنان چون آيينهء دل ، زنگار گرفت براى زدودن آن آيينه ، تصميم گرفتم پيش برخى از مردم بروم . جملهء شرطيه ، تنها به جوابش لحاظ مىشود و جواب ، « قصدت » ، است و آن جملهء خبريه فعليه از نوع ابتدايى است و براى رساندن اصل فائده آورده شده . « قصد » مسند است و چون ذكر آن اصل بوده ، در كلام آمده و مقدم شده تا پديد آمدن در زمان ماضى را بفهماند به علاوهء اختصار . و « تا » در « قصدت » مسند اليه است و بر اساس قانون ، ذكر گرديده و مؤخر شده زيرا موقعيت ، تقديم مسند را مىطلبد و به گونهء ضمير متكلم آمده چون مقام تكلم بوده و اختصار نيز رعايت شده است . كانّه الكوثر الفياض گويا او كوثر بسيار فيض بخش است . اين جملهء خبريه اسميّه ، از نوع ابتدايى است و براى ستايش ، آورده شده ، بنابراين ، به قرينهء مدح ، مفيد استمرار است . « ها » در « كأنّه » مسند اليه است ، ذكر شده و مقدم گشته براى اينكه اصل در آن ، ذكر و تقديم است و به وسيلهء ضمير ، معرفه آورده شده است چون موقعيت سخن ، غيبت بوده و اختصار را نيز مىطلبيده است . و كوثر مسند است و بر اساس قانون ، ذكر شده و مؤخر گرديده و براى عهد ذهنى با « ال » معرفه شده است . كتاب فى صحائفه حكم كتابى است كه در صفحاتش ، حكمتها وجود دارد . نكره آوردن اين جمله ، براى تعظيم است . ما هذا الرّجل انسانا : اين مرد ، انسان نيست . « انسانا » كه مسند است براى تحقير آورده شده است . له همم لا منتهى لكبارها در اين مصراع شعر ، « له » مسند است و مقدم شده تا از آغاز روشن باشد كه آن خبر است نه صفت . وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ « كفوا » مسند است و بر « أحد » كه مسند اليه است مقدم شده ، تا فاصله يعنى : سجع آيات ، حفظ گردد . اين بنا بر باور برخى از مفسران است ولى در كتابهاى معتبر تفسير ، انگيزه