السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
251
جواهر البلاغة ( فارسى )
و إذا لم يسبق المسند اليه نفى كان تقديمه محتملا لتخصيص الحكم به أو تقويته إذا كان المسند فعلا نحو : أنت لا تبخل و نحو : هو يهب الالوف ، فإنّ فيه الإسناد مرتين إسناد الفعل إلى ضمير المخاطب فى المثال الاول و إسناد الجملة إلى ضمير الغائب فى المثال الثانى . 7 - و از انگيزههاى مقدم داشتن مسند اليه ، فهماندن تخصيص حتمى است « 1 » و اين در جايى مصداق پيدا مىكند كه نفى ، پيش از مسند اليه بيايد و مسند ، فعل باشد . مانند : « ما أنا قلت هذا » يعنى : من اين را نگفتم حال آنكه ديگران گفتند . و چون اين مقدم آمدن ، افادهء تخصيص مىكند يعنى نگفتن ، منحصر به مسند اليه مىشود ، صحيح نيست كه گفته شود : « ما أنا قلت هذا و لا غيرى » يعنى نه من اين را گفتم و نه ديگران گفتند زيرا از « ما أنا قلت » فهميده مىشود كه ديگران گفتهاند . لكن صريح « لا غيرى » مىفهماند كه : ديگران نيز نگفتهاند و در اين هنگام از جهت نفى و اثبات ، تناقض پيش مىآيد . توضيح : « ما أنا قلت » مفيد حصر است يعنى تنها من نگفتم و از مفهوم حصر و اختصاص به دست مىآيد كه ديگران ، حتما گفتهاند و گرنه حصر ، معنا ندارد پس اگر بعد از اين سخن ، « لا غيرى » را نيز بيفزاييم و بگوييم : ديگران گفتهاند ، تناقض پيش مىآيد . و زمانى كه ادات نفى پيش از مسند اليه نيايد و مسند ، فعل باشد . آنگاه احتمال دارد مسند اليه ، براى تخصيص باشد و احتمال دارد براى تقويت حكم باشد . « 2 » مانند : « انت
--> ( 1 ) . و اين افاده تخصيص سه مورد دارد : الف : جايى كه مسند اليه ، اسم ظاهر معرفه باشد و پس از نفى واقع شود ، مثل : ما فؤاد فعل هذا . ب : جايى كه پس از نفى ، مسند اليهى بيايد كه ضمير است ، ما أنا قلت ذلك . ج : جايى كه مسند اليه نكره پس از نفى بيايد همچو : ما تلميذ حفظ الدرس . ( 2 ) . و اين دو احتمال ، در شش موضع است : 1 - جايى كه پيش از نفى ، اسم ظاهر معرفه ، مسند اليه قرار گرفته باشد ، مانند : فؤاد ما قال هذا . 2 - جايى كه مسند اليه ، اسم ظاهر معرفه در كلام مثبت باشد . مثل : عبّاس امر بهذا . 3 - جايى كه مسند اليه ضمير باشد و قبل از نفى آمده باشد ، مانند : أنا ما كتبت الدرس . 4 - جايى كه مسند اليه ضمير باشد و در كلام منفى نباشد ، چون : انا حفظت درسى . 5 - جايى كه پيش از نفى ، مسند اليه نكره باشد ، مثل : رجل ما قال هذا . 6 - مسند اليه نكره در كلام مثبت باشد ، مانند : تلميذ حضر اليوم فى المدرسة .