السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
245
جواهر البلاغة ( فارسى )
بحث يازدهم درباره نكره آوردن مسند اليه است . مسند اليه ، نكره آورده مىشود بدين علت كه : گوينده ، حقيقتا مسند اليه را با هيچيك از شيوههاى تعريف ، نمىشناسد يا ادّعا مىكند كه نمىشناسد ، مثلا تو مىگويى : « جاء هنا رجل يسأل منك » مردى اينجا آمد كه از تو سراغ مىگرفت . اين سخن را هنگامى مىگويى كه آشنايى به مشخص كنندهء آن مرد ، نداشته باشى مثلا نام ويژهء او را ندانى يا اگر آن را موصول بياورى ، صلهاش را نيابى و مانند اينها . و گاهى نكره آوردن ، براى هدفهاى ديگرى است ، چون : 1 - زياد نمودن و فراوان دانستن « 1 » مانند : « وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ . . . » « 2 » : اگر تو را دروغگو خواندند محققا پيامبرانى پيش از تو نيز تكذيب شدند . در اينجا « رسل » مسند اليه نكره است و تنكير آن ، براى زياد شمردن پيامبران تكذيب شده است . 2 - مسند اليه ، نكره آورده مىشود براى كم دانستن آن . مانند : « لو كان . . . » كاش ما از قضيه ( حكومت ) بهرهاى داشتيم . در اين مثال ، « شىء » مسند اليه نكره است و تنكير آن براى تقليل و كم جلوه دادن « شىء » است . و مثل : « وَ رِضْوانٌ . . . » « 3 » خشنودى اندكى از سوى خداوند ، بزرگتر از هرچيز است . در اين مثال ، « رضوان » مسند اليه است و براى « تقليل » نكره آورده شده . 3 - و التعظيم و التحقير ، كقول ابن أبى السّمط : له حاجب عن كل أمر يشينه * و ليس له عن طالب العرف حاجب أى له مانع عظيم و كثير عن كلّ عيب و ليس له مانع قليل أو حقير عن طالب الإحسان ، فيحتمل التّعظيم و التّكثير و التقليل و التّحقير . 4 - و إخفاء الامر ، نحو : « قال رجل : إنّك انحرفت عن الصّواب » . نخفى اسمه ، حتّى
--> ( 1 ) . بين تعظيم و تكثير فرق هست . تعظيم به لحاظ بلندى مقام و بالا بودن موقعيت است . و تكثير به اعتبار اندازه و مقدارهاست . چه آن اندازهها تحقق خارجى داشته باشد ، مانند « انّ له لا بلا و إنّ له لغنما » او بىشك داراى شتر و گوسفند است . يا آن اندازهها تقديرى و غير محسوس است . مانند : وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ( توبه / 72 ) يعنى اندكى از خشنودى خداوند ، بزرگتر از هرچيز است . اين معنى در تحقير و تقليل مورد توجه قرار مىگيرد . ( 2 ) . فاطر / 4 . ( 3 ) . توبه / 72 .