السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

246

جواهر البلاغة ( فارسى )

لا يلحقه أذّى . 3 - مسند اليه ، نكره آورده مىشود براى عظمت دادن يا كوچك‌كردن مانند سخن پسر ابو السّمط : « 1 » « له حاجب . . . » او در برابر هرچه ناهنجارش مىكند ، باز دارندهء بزرگى دارد و در برابر جويندهء نيكى ، اندك مانعى ندارد . در مصراع نخست شعر ، « حاجب » مسند اليه نكره است . و تنكير آن ، تعظيم و تكثير را مىفهماند يعنى او در برابر عيبها ، مانع بزرگ و فراوان دارد . و « حاجب » در مصراع دوم ، مسند اليه نكره است و تنكير آن ، اندك بودن و كوچكى را ، نشان مىدهد . يعنى او در برابر جويندهء احسان ، مانع كم و كوچك هم ندارد پس در اين شعر ، تعظيم و تكثير و تقليل و تحقير ، احتمال دارد . 4 - مسند اليه را نكره مىآوريم تا مسأله ، پنهان بماند ، مانند : « قال رجل . . . » مردى گفت : بىترديد تو از راه درست منحرف گشته‌اى . در اين مثال ، « رجل » مسند اليه نكره است . تو نام او را پنهان مىدارى تا آزارى به او نرسد . 5 - و قصد الإفراد ، نحو : « ويل أهون من ويلين » أى ويل واحد أهون من ويلين . 6 - و قصد النّوعيّة . نحو : « لكلّ داء دواء » أى لكلّ نوع من الدّاء نوع من الدّواء . 5 - نكره مىآيد تا يكى بودن آن ، قصد گردد ، مثل : « ويل أهون من ويلين » . در اينجا « ويل » مسند اليه نكره است . يعنى يك سختى و مصيبت آسان‌تر و سبك‌تر از دو مصيبت است . 6 - نكره مىآيد تا نوع آن ، منظور گردد ، مثل : « لكلّ داء دواء » براى هردردى ، دارويى هست . يعنى براى هرنوعى از دردها ، نوعى از درمان ، وجود دارد .

--> ( 1 ) . و همين‌گونه است اين شعر : و للّه عندى جانب لا أضيعه * و للّهو عندى و الخلاعة جانب و هم احتمال تكثير و هم احتمال تقليل دارد اين آيه شريفه : « إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ » ( مريم / 45 ) .