السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
214
جواهر البلاغة ( فارسى )
رئيس ، دربارهء كار تو با من سخن گفت . مسند اليه ( الرئيس ) براى تعظيم ذكر شده است . 3 - الرّئيس أمرنى بمقابلتك : رئيس ، دستور داد تا با تو گفتگو كنم . در اينجا اگر مخاطب ، كندفهم باشد ذكركردن مسند اليه ، براى گوشه زدن به اوست . 4 - الأمير نشر المعارف و أمّن المخاوف . أمير ، دانشها را گسترد و ترسگاهها را أمنيت بخشيد . در قسمت اول ، مسند اليه براى تعظيم ذكر شده و در قسمت دوم چون قرينه وجود داشته ، براى احتراز از بيهودگى حذف گرديده است . 5 - محتال مراوغ . نيرنگباز و حيلهپيشه است . مسند اليه اين مثال ، براى پاكداشت زبان و آلوده نشدن به نام او ، حذف شده است . 6 - منضجة للزّرع ، مصلحة للهواء . كاشتنيها را به ثمر مىرساند و هوا را شايسته مىسازد . مسند اليه اين مثال ، « شمس » است كه به جهت مشخص بودن ، حذف گرديده . 7 - فعبّاس يصدّ الخطب عنّا * و عباس يجير من استجارا عبّاس ، پيشآمدهاى ناگوار را از ما دور مىسازد و عبّاس ، پناه مىدهد هركس را كه پناه بخواهد . مسند اليه ( عبّاس ) براى زياد كردن تقرير و بيان ، تكرار شده است . 8 - فَخَلَقَ فَسَوَّى « 1 » آفريد ، آنگاه آراست . در اين مثال ، مسند اليه ( اللّه ) چون مشخص و معلوم بوده ، حذف شده است . 9 - مقررّ للشرّايع ، موضّح للدلائل . بيان كنندهء احكام ، توضيح دهندهء دلالتها . در اين مثال ، مسند اليه ، نام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه براى پاكداشت نامشان ، بر زبان جارى نساختهايم . 10 - وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ « 2 » .
--> ( 1 ) . اعلى / 2 . ( 2 ) . نحل / 9 .