السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

213

جواهر البلاغة ( فارسى )

همين ، معناى تكثير فايده است . مثلا در اين مثال ، برخى محذوف را مسند مىدانند و « صبر » را مسند اليه مىخوانند . 14 - مشخص بودن مسند اليه ، به سبب آشنايى قبلى با آن . مثل اين آيهء شريفه : « وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ » « 1 » : بر كوه جودى لنگر گرفت . در اين كلام ، واژه « سفينه » مسند اليه محذوف است و از اين جهت ، حذف شده كه قبلا واژهء كشتى در كلام آورده شده و معهود و آشنا بوده است . پيش از اين سخن ، خداوند متعال ، فرمود : « وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا » « 2 » در پيشگاه ما كشتى را بساز . و مثل : « تَوارَتْ بِالْحِجابِ » « 3 » : در پرده ، نهان شد . مسند اليه ، در اينجا « شمس » است كه حذف شده چون از قبل ، معهود و آشنا بوده است . و مرجع ذلك إلى الذوق الأدبى فهو الذّى يوحى اليك بما فى القول من بلاغة و حسن بيان . و درك همهء اينها ، بازگشت به ذوق ادبى دارد و آن تو را به بلاغت و بيان زيباى موجود در سخن ، راهنمايى مىكند . تدريب ( آزمون ) بيّن أسباب ذكر و حذف المسند اليه فى الأمثلة الآتية . انگيزه‌هاى ذكر و حذف مسند اليه ، در مثالهاى آينده را بيان كن . 1 - وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً « 4 » . ما نمىدانيم كه آيا بر زيست‌كنندگان در زمين ، بدى و تباهى خواسته شده است يا خداوند ، خواسته كه آنان راه يابند . در اين آيهء شريفه ، وقتى كه « شرّ » مطرح شده است فعل به گونهء مجهول آمده ( اريد ) لكن وقتى مسألهء « خير » پيش‌آمده ، مسند اليه « خير » يعنى : « ربّهم » ذكر گرديده است . 2 - الرّئيس كلّمنى فى أمرك .

--> ( 1 ) . هود / 44 . ( 2 ) . هود / 44 . ( 3 ) . ص / 32 . ( 4 ) . جنّ / 10 .