السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
178
جواهر البلاغة ( فارسى )
بحث پنجم دربارهء ندا است . « نداء » اين است كه : متكلم ، به وسيلهء حرفى كه جانشين « أنادى » است از مخاطب ، بخواهد كه به سوى او روى نمايد و به طرفش توجّه كند . در اينجا جملهء خبريّهء « انادى » از خبر بودن به انشا ، نقل داده شده است . ادوات ندا ، هشت تاست « 1 » . همزه ، أى ، يا ، آ ، أيا ، آى ، هيا ، وا . و هى فى كيفية الاستعمال نوعان : 1 - الهمزة و أى : لنداء القريب 2 - و باقى الأدوات لنداء البعيد ادات نداء در شيوهء استعمال ، دو گونه است : 1 - همزه و أى ، براى نداى نزديك به كار مىرود . 2 - بقيّهء ادات ، براى نداى دور ، استعمال مىشود . و قد ينزّل البعيد منزلة القريب ، فينادى بالهمزة و أى إشارة إلى أنّه لشدّة استحضاره فى ذهن المتكلّم صار كالحاضر معه لا يغيب عن القلب و كأنّه ماثل أمام العين كقول الشاعر : أسّكان نعمان الأراك تيقّنوا * بأنّكم فى ربع قلبى سكّان و گاهى منادايى كه دور است چونان مناداى نزديك ، فرض مىشود و با « همزه » و « أى » كه از ادات نداى قريب است مورد نداء قرار مىگيرد تا اشارتى باشد به شدّت حضور منادا در ذهن گوينده ، به گونهاى كه گويا منادا با ندا كننده ، همراه است و از دل او نمىرود و پيش چشمش تجسّم دارد . مانند سخن شاعر : اى ساكنان سرزمين « نعمان الأراك » باور كنيد كه شما محققا ساكنان خانهء دل من هستيد « 2 » . در اين شعر ، با اينكه ساكنان « نعمان الأراك » ، دور بودهاند ولى به جهت شدّت حضور آنان در ذهن شاعر ، با حرف نداى نزديك ، مورد نداء قرار گرفتهاند . و شاعر ، گفته
--> ( 1 ) . واژهء « اللّه » تنها مناداى « يا » قرار مىگيرد . ( 2 ) . اين شعر ، از اسماعيل بن باجه شيرازى است .