السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
152
جواهر البلاغة ( فارسى )
« ما » براى پرسش از افراد غير عاقل وضع شده است و با آن طلب مىشود : الف : شرح و بيان معنى كلمه ( اسم ) مانند : « ما العسجد » عسجد چيست ؟ كه در پاسخ گفته مىشود : طلاست . ب : با آن ، بيان حقيقت چيزى ( كه نام دارد ) طلب مىشود ، مثل « ما الشّمس » ماهيت و حقيقت خورشيد چيست ؟ كه در پاسخ گفته مىشود : « كوكب نهارىّ » ستارهء ويژهء روز است . ج : يا به وسيلهء آن ، بيان ويژگى و صفت چيزى خواسته مىشود ، همانند : « ما خليل » خليل چگونه است كه مثلا در جواب گفته مىشود : بلندقد يا كوتاهقد است . و تقع هل البسيطة فى التّرتيب العقلى بين « ما » الّتى لشرح الاسم و « ما » التّى للحقيقة . فمن يجهل معنى البشر مثلا يسأل أوّلا « بما » عن شرحه فيجاب : به انسان ثم يسأل بهل البسيطة عن وجوده ، فيجاب بنعم ، ثم « بما » عن حقيقته ، فيجاب به حيوان ناطق . در ترتيب و چينش عقلى ، « هل بسيطه » بين « ما » يى كه براى بيان معنى كلمه است و بين « ما » يى كه براى شرح حقيقت است ، قرار مىگيرد . مثلا اگر كسى معنى « بشر » را نداند در آغاز ، به وسيلهء « ما » يى كه براى بيان معنى كلمه است ، مىپرسد : « ما البشر » و جواب مىگيرد : « انسان » سپس با « هل بسيطه » از وجود يا عدم آن ، سراغ مىگيرد ، بدينگونه كه مىپرسد : « هل البشر موجود » آيا بشر ، وجود دارد ؟ و جواب مىشنود : « نعم » آرى . پس از آن ، دربارهء حقيقت بشر ، با « ما » يى كه براى بيان حقيقت است ، سؤال مىكند و مىگويد « ما البشر » يعنى حقيقت و ماهيّت بشر چيست ؟ در اين هنگام ، در جواب او مىگويند : « حيوان ناطق « 1 » » و من موضوعة للاستفهام و يطلب بها تعيين أفراد العقلاء ؟ نحو : من فتح مصر ؟ و نحو : من شيّد الهرم الأكبر ؟ و نحو : من شيّد القناطر الخيريّة ؟ و « من » براى استفهام وضع شده است و با آن ، مشخصكردن افراد عاقل ، خواسته مىشود ، مانند : « من فتح مصر » چه كسى مصر را فتح كرد ؟ و مثل : « من شيّد الهرم الأكبر »
--> ( 1 ) . مقصود از ترتيب عقلى ، اين است كه : متأخر ، متوقف بر متقدم باشد ولى متقدم ، علت براى متأخر نباشد مانند ، تقدم مفرد بر مركب . مفرد ، مقدم بر مركب هست ولى علّت آن نيست .