السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

78

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

به حقّ همهء اين نامها و به حق صفتهاى آن‌ها و صورتهاى آن‌ها و آن‌ها اين است : « 1 » منزّه است خدائى كه خلق كرده است عرش و كرسى را و مسلّط است بر او ، سؤال مىنمايم ترا آن كه دور نمائى از صاحب نوشتهء من اين شخص هر بدى را و هر چيزى را كه دورى بايد نمود از آن پس آن شخص بنده تو است [ و پسر بنده تو است ] و پسر كنيز تو است و توئى صاحب او پس نگاهدار او را . خداوندا اى پروردگار من دفع نماى بديها را همهء آن‌ها را و صرف نماى « 2 » از او چشمهاى ستمكاران را و زبانهاى دشمنان را و اراده نمايندگان مر او را به بدى و ضرر ، و دفع نماى از او هر چيزى را كه دورى بايد نمود از او ، و هر ترسيده شده از او را و هر آن بنده‌اى از بندگان تو يا كنيزى از كنيزان تو يا پادشاهى ياغى يا مرد شيطانى يا زن شيطانه‌اى يا مرد جنى يا زن جنيه‌اى يا مرد غولى « 3 » يا زن غوله‌اى كه اراده نموده باشد صاحب نوشتهء مرا اين شخص را به ستم كردن يا ضرر رسانيدن

--> ( 1 ) نقل شد از روى نسخه‌اى كه خالى از صحّت نبود و اللَّه يعلم ( 2 ) قمع به معنى كوبيدن و خفيف و ذليل كردن و صرف نمودن آمده و در اين مقام معنى اخير مناسب است . و اللَّه يعلم . ( 3 ) غول به معنى هلاك‌كننده است ، يعنى صورت خيالى كه قوّت واهمه آن را به صورت مردى يا زنى مصوّر سازد و بعضى گويند كه غول نوعى از جن و شيطان است و عريان را اعتقاد آن كه در بيابانها مىباشد و به صورتهاى مختلف مىشود و بر سر راهها و جادّه‌ها آمده مردمان را از راه بيرون برده ، هلاك مىنمايد و ليكن از حضرت رسالت پناهى منقول است كه غولى نيست يعنى موجود نيست و غولى نمىباشد و محتمل است كه مراد آن باشد كه : غولى نيست يعنى نيست آن كه گفته‌اند كه به صورتهاى مختلف مىشود يا آن كه نيست آن كه گفته‌اند كه مردمان را هلاك مىكند ، چه او را بر انسان تسلّطى نمىباشد . و اللَّه يعلم .