السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )
74
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
روزگار را ما بين مردمان و مىنشانى تو ايشان را « 1 » بر حالى بعد از حالى ، سؤال مىنمايم ترا به اسم تو كه نوشته شده است بر سرا پردهء شرف ، « 2 » و سؤال مىكنم ترا به اسم تو كه نوشته شده است بر سراپردهء امور پنهان كه پيشى گرفته و بلند مرتبه و نيكو و بسيار خوب و با طراوت است پروردگار فرشتگانى كه هشت است « 3 » عدد آنها و پروردگار عرشى كه حركت نمىكند . « 4 » و سؤال مىكنم از تو به چشمى كه نمىخوابد و به زندگى كه نمىميرد ، و به روشنى روى تو كه خاموش نمىگردد و به آن اسم كه بزرگتر است از همه بزرگتر است بزرگتر است و به آن اسم كه عظيمتر است « 5 » عظيمتر است عظيمتر است آن چنانى كه او شامل است به پادشاهى آسمانها و به زمين و به اسمى كه روشن گرديده است به سبب آن آفتاب و نورانى شده است به سبب آن ماه و پر شده است به سبب آن درياها و قرار گرفته است به سبب آن كوهها و به اسمى كه به پا ايستاده است به سبب آن عرش و كرسى ، و به اسم تو كه نوشته شده است بر سراپردهء عرش ، و به اسم تو كه نوشته شده است بر سراپردهء بزرگى ، و به اسم تو كه نوشته شده است بر سراپردهء جمال ، « 6 » و به اسم تو
--> ( 1 ) يعنى : مردمان را مىنشانى و امر مىنمائى كه به حالى بعد از حالى مرتكب شوند و اقدام نمايند كه آن حالات يك ديگر را مطابق و شبيه هستند ، و مراد به آن يا احوالات مرگ و سختىهاى آن و هولهاى روز قيامت است و يا مراد حالات ابتداى وجود است تا انتها از علقه بودن و مضغه شدن و گوشت به هم رسانيدن و روح تعلق گرفتن به او و متولّد شدن و شير خوردن و از شير باز شدن و صبى گرديدن و بالغ شدن و جوان شدن و به سن كهولت رسيدن و پير شدن و فوت شدن ، و بعضى گويند كه مراد حال مردن است كه بعد از زندگى مىباشد و بعد از آن زندگى در قبر است كه بعد از مرگ باشد و پس از آن مردن در قبر است و در آخر زنده شدن در روز قيامت و از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام منقول است كه فرمودند : مراد از حال بعد از حال ، احوال اين امّت و انكار نمودن ايشان امر ولايت و خلافت را است و غدر و حيله نمودن و شهيد كردن مر ائمه و اوصيا را كه بعد از طريقه و احوال بنى اسرائيل است كه پيغمبران و اوصيا را انكار نمودند و ايشان را كشتند و شبيه و مطابق است احوال اين امّت با احوال امّتهاى سابقه طابق النّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة . و اللَّه يعلم . ( 2 ) پوشيده نماند كه مجد و شرف را تشبيه به سراپرده نمودهاند در اين كه همچنان كه سراپرده و خيمه شامل و محيط مىباشد و شخصى را كه در اندرون آن باشد ، همچنين مجد و شرف نيز شامل و محيط است شخصى را كه صاحب اين صفت بوده باشد و او را فرو گرفته و بر اين قياس است فقرههائى كه بعد از اين مذكور مىشود . و اللَّه يعلم ( 3 ) مراد از ملائكه ثمانيه فرشتگانى هستند كه حمله و حافظان عرشند و از حضرت پيغمبر مروى است كه حملهء عرش در دنيا چهارند يكى از ايشان به صورت انسان است كه از خداى تعالى جهت بنى آدم طلب رزق مىنمايد و ديگرى به صورت خروس است كه روزى جهت مرغها مىطلبد و يكى از آنها به صورت شير است كه روزى جهت درندگان مىطلبد و آن ديگرى به صورت گاوى است كه طلب روزى جهت ساير حيوانات مىنمايد و چون روز قيامت شود خداى تعالى چهار فرشتهء ديگر به مدد ايشان فرستد كه مجموع هشت فرشته شوند ، چنان كه در قرآن مجيد وارد شده كه « وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ » يعنى عرش پروردگارت را بر مىدارند بر بالاى سرشان در روز قيامت هشت فرشتگان و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مروى است كه : مراد از عرش علم است و از هشت ملائكه حملهء آن هشت شخصاند كه چهار نفر آن از امّتهاى سابقه است و چهار شخص آن از امّت آخر الزمان است . امّا آن چهار نفر اوّلين پس نوح و ابراهيم و موسى و عيسى هستند و امّا آن چهار نفر آخرين پس حضرت محمّد و على و حسن و حسين عليهم السلام هستند . مترجم گويد كه جمع ما بين دو حديث ممكن است و منافاتى ندارند چه مىتواند بود كه هر دو مراد باشد چنانچه بر متامّل مخفى نيست . ( 4 ) يعنى از جايى به جايى ديگر حركت نمىكند . اگر مراد به عرش فلك هشتم يا نهم باشد يا آن كه اصلا حركت نمىكند ، نه حركت دورى و نه حركت از مكانى به مكانى ديگر ، هر گاه مراد از عرش علم يا جسمى ديگر سواى افلاك باشد . ( 5 ) ذكر اعظم بعد از اكبر جهت تأكيد است و همچنين تكرار هر يك سه مرتبه از جهت زيادتى تأكيد است . ( 6 ) بهاء به معنى حسن و جمال است و چون صفت از براى جناب اقدس الهى واقع شود مراد از آن عظمت است . و اللَّه يعلم