السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )
75
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
كه نوشته شده است بر سراپردهء توانائى ، و به اسم تو كه غلبهكننده است و به اسمهاى تو كه منزّه و تعظيم كردهشدههااند و ذخيره كردهشدههاى در علم پنهان [ پنهان كردهشدههاى ] در نزد تواند . و سؤال مىنمايم ترا از نيكوئى تو بهتر از آن چه اميد دارم . و پناه مىبرم به غلبهء تو و توانائى تو از بدى چيزى كه مىترسم و دورى مىجويم از آن و از چيزى كه نمىترسم از آن . اى مددكار محمّد در روز جنگ حنين « 1 » و اى صاحب على در روز جنگ « 2 » صفّين « 3 » توى اى پروردگار من هلاككنندهء مر صاحبان جبروت را « 4 » و شكنندهء « 5 » پشت صاحبان تكبّر را سؤال مىنمايم ترا به حقّ طه « 6 » و به حقّ ياسين « 7 » و به حقّ قرآن كه بزرگ است و به حقّ فرق نماينده كه حكمكننده است ميان حق و باطل آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آن كه محكم گردانى بازوى صاحب اين دعاى بسته شده را و دفع مىنمايم و طعن مىزنم به قوّت خود در گودى گردن هر جبركنندهء ظالم و هر شيطانى سركش و دشمنى سخت و دشمنى كه صفات او كريه و ناخوش باشد و بگردان صاحب دعا را از كسانى كه اطاعت فرموده باشد به سوى تو نفس خود را و باز گذاشته باشد به سوى تو كار خود را و پناه داده باشد پشت خود را به سوى تو . بار خدايا به حقّ اين نامها كه آنها را ذكر نمودم و خواندم و تو به حق آنها داناترى از من و سؤال مىكنم از تو اى صاحب نعمت بزرگ و اى صاحب بخشش كريم « 8 » اى سزاوار دعاهاى
--> ( 1 ) حنين واديى است ما بين مكه و طائف كه پيغمبر و مسلمانان در آن وادى با كفّار هوازن و ثقيف جنگ نمودند و در اوّل مسلمانان گريختند و در آخر پيغمبر مشتى خاك و سنگريزه برداشته به طرف كفار ريختند و فرمودند كه به قدرت الهى منهزم شويد . پس به بركت دعاى آن حضرت كفار شكست يافتند و گريختند و غنيمت بسيار به دست مسلمانان آمد و تفصيل قصهء جنگ حنين در كتب تفاسير مذكور است . و اللَّه يعلم . ( 2 ) فيروزآبادى در كتاب قاموس نقل نموده كه جنگ صفين در غرّه شهر صفر سنهء سى و يك سال بعد از هجرت واقع شده و از اين جهت است كه مردمان از سفر كردن در ماه صفر احتراز مىنمايند و آن را بد مىدانند . ( 3 ) صفّين به كسر صاد و تشديد فاء ، موضعى است به كنار فرات به طرف غربىّ آن به سمت شام نزديك به رقّه كه جنگ عظيمى در آن موضع ميانهء حضرت امير المؤمنين على ابن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان واقع شد و تفصيل آن قصه در تواريخ و كتابهاى امامت مذكور است . و اللَّه يعلم . ( 4 ) يا آن كه توئى هلاككننده مر جماعت جبر و اكراهكنندگان را . و اللَّه يعلم . ( 5 ) « قصم » در لغت عرب به معنى شكستن پشت است و در اين مقام به معنى هلاك كردن است . ( 6 ) مخفى نماند كه حروف مقطعات كه در اوايل سورههاى قرآن است ، از جملهء آيات متشابه هستند كه تاويل آنها را مگر خداى تعالى نمىداند و آن جماعتى كه خدا ايشان را تعليم نموده باشد ، يعنى پيغمبر و اهل بيت او عليهم السّلام و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است كه : طه اسمى از اسمهاى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است ، چنانچه « طا » اشاره به طالب است و « ها » اشاره به هادى است ، يعنى « يا طالب الحق الهادى اليه » يعنى اى طلبكنندهء حق و راهنمايندهء به سوى او . و بعضى از فضلا گفتهاند كه اسم خداى تعالى است يا اسم قرآن است يا اسم سوره است و بعضى گويند كه « ط » نه است و « ه » پنج است كه مجموع چهارده است ، يعنى اى ماه شب چهارده كه اشاره به پيغمبر باشد يا آن كه اى چهارده معصوم كه اشاره به پيغمبر و اهل بيت اطهار بوده باشد و در تفسير طه معانى ديگر گفتهاند كه ذكر آن موجب تطويل است . و اللَّه يعلم . ( 7 ) از حضرت امير المؤمنين و امام محمد باقر عليهم السّلام مروى است كه يس اسمى از اسماء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و مؤيّد اين است آن كه اهل بيت آن حضرت را آل يس گويند ، چنانچه به همين مضمون حديثى وارد شده و در تفسير اين معانى ديگر نيز گفتهاند ، چنان كه در كتب تفسير مذكور است . ( 8 ) ممكن است كه كريم به معنى بخشنده باشد و وصف نمودن جود به كريم از جهت مبالغه است ، يعنى آن قدر صاحب بخشش است كه گويا بخشش او نيز بخشنده است و محتمل است كه كريم به معنى بزرگوار و نيكو و شريف و امثال اينها باشد . و اللَّه يعلم .