السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

73

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

روزى مىنمود و خود ، بدرستى كه خدا به حول و قوّت خود سزاوار آن است و حرز اين است : ابتدا مىكنم « 1 » بنام خداى « 2 » بخشندهء مهربان سپاس « 3 » مر خداى را است كه پروردگار عالمهاست بسيار بخشندهء « 4 » مهربان است ، صاحب « 5 » روز جزاست همين ترا عبادت مىكنيم « 6 » و از تو يارى مىطلبيم « 7 » راهنمائى كن ما را راه راست ، « 8 » راه آن جماعتى كه انعام نموده‌اى « 9 » تو آن را بر ايشان ، نه خشم كرده شده بر ايشان و نه گمراهانند ، آيا ندانسته‌اى تو آن كه خداى رام گردانيد از براى شما آن چه را كه باشد « 10 » در زمين و رام گردانيد كشتيها را در حالتى كه مىروند در دريا به فرمان او ، و ندانسته‌اى كه خداى نگاه مىدارد آسمان را « 11 » از آن كه بيفتد بر زمين مگر بخواست خداى . « 12 » بدرستى كه خداى به مردمان هر آينه مهربان و بخشنده است . خداوندا توئى يگانه و پادشاهى ، جزا دهنده در روز جزا ، مىكنى هر آنچه خواهى بدون مغلوب شدن از كسى و بخشش مىنمائى كسى را كه خواهى بدون منتى و مىكنى آن چه را كه مىخواهى و ثابت مىنمائى آن چه را كه قصد نمائى و نوبت قرار داده‌اى « 13 »

--> ( 1 ) يعنى ابتدا مىكنم يا پناه مىبرم در حالى كه يارى جوينده‌ام يا مصاحب و همراهم به نام خداى و الله يعلم . ( 2 ) الله نام است از براى ذات خداى تعالى كه جامع همهء صفات كمال است و باقى نامهاى خداى تعالى صفات اويند ، چه مىتوان گفت كه اللَّه اين صفت دارد كه رحمان است و نمىتوان گفت كه رحمان اين صفت دارد كه اللَّه است . ( 3 ) حمد ، ذكر نمودن كسى است به خوبى صفات به سبب نيكوئى كه باشد او را در آن صفات اراده و شعورى و اختيارى و معنى كلام اين است كه حقيقت حمد يا جميع افراد حمد يا آن فردى كه كاملتر از همهء افراد باشد از براى خداى تعالى است و مخصوص به اوست و بودن همهء حمدها براى خداى تعالى به اعتبار آن است كه همهء نيكوئىها از اوست و مستند به اوست پس هر گاه احدى را حمد كنند به اعتبار صفت نيكويى كه داشته باشد بر مىگردد به حمد خداى تعالى و ثناى بر او و اللَّه يعلم . ( 4 ) رحمان و رحيم هر دو به معنى بسيار رحمت‌كننده‌اند ليكن مبالغهء در رحمان بيشتر است چنان كه سابقا در حرز حضرت امام موسى عليه السلام اشاره به آن شد . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى مالك روز جزا و حساب است كه او جزاى عمل هر كسى را خواهد داد يا آن كه خداى تعالى مالك همهء چيزهاست در روز جزا و تخصيص مالك بودن اشيا به روز جزا با وجود آن كه خداى تعالى مالك همه چيز است در همه اوقات به اعتبار تعظيم آن روز است يا آن كه در غير اين روز مردم به حسب ظاهر مالك چيزها هستند ، اما در آن روز هيچ كس به غير او مالك چيزى نيست نه به حسب ظاهر و نه به حسب حقيقت . ( 6 ) عبادت نهايت خضوع و فروتنى كردن است . ( 7 ) يعنى يارى مىجويم در همهء مهمّات يا در عبادات . و اللَّه يعلم ( 8 ) مراد به راه راست مطلق راه حقّ است ، يا خصوص دين اسلام است . ( 9 ) مراد به آن جماعتى كه خداى انعام نموده است بر ايشان كه پيغمبران و راست‌گويان و شهيدان و صالحان هستند يا همهء مسلمانان هستند ، چه اسلام سركردهء همهء نعمتها است و مراد از جماعتى كه خشم نموده است خداى تعالى بر ايشان يهودند كه لعنت نموده است خداى تعالى بر ايشان و مراد از جماعت گمراهان نصارى است يا مطلق كفّار است و اللَّه يعلم . ( 10 ) يعنى از حيوانات و غير آن هر چه از آن منتفع شوند . و اللَّه يعلم ( 11 ) يعنى آسمان را به نحوى آفريده كه بر زمين نيفتد ، يا آن كه حافظى چند قرار داده كه آن را نگاهدارند كه بر زمين نيفتد . و اللَّه يعلم ( 12 ) مگر به اذن خدا ، يعنى به خواست خداى كه در آن زمان آلات حفظ را از آن نزع خواهد نمود و به زمين خواهد افتاد و اين در روز قيامت خواهد بود و يا آن كه مراد آن باشد كه در دنيا هر گاه خواست خداى باشد آسمان بر زمين خواهد افتاد . و اللَّه يعلم ( 13 ) يعنى مردمان را گروهى بعد از گروهى موجود و صاحب دولت نموده ، چنانچه بعضى در زمانىاند و چون زمان نوبت ايشان منقضى گردد نوبت به طايفهء ديگر مىرسد . و اللَّه يعلم .