السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

44

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

پناه برده‌اند از آن فرشتگان نزديك و پيغمبران فرستاده شده [ و فرستاده‌شدگان ] و شهادت يافتگان و بندگان تو كه صالحند و محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان هدايت‌يافته‌شدگان و وصىها و حجّتهاى پاك گردانيده شده كه بر ايشان باد درود و شفقت خداى و نفع‌هاى خداى . و طلب مىنمايم از تو كه ببخشى مرا از بهتر چيزى كه سؤال نموده‌اند از تو آن چيز را و آن كه پناه دهى مرا از شرّ چيزى كه پناه برده‌اند مردمان به سوى تو از آن چيز ، و سؤال مىنمايم ترا از خير همهء آن را ، دنيوى آن را و اخروى آن را ، چيزى را كه دانستم از خير و چيزى را كه ندانستم . و پناه مىبرم به تو از شرّ همهء او ، دنيوى او و اخروى او ، چيزى را كه دانستم از شرّ و چيزى را كه ندانستم . و پناه مىبرم به تو از ديوانگىهايى كه سبب شياطين باشند . « 1 » و پناه مىبرم به تو اى پروردگار من از آن كه حاضر شوند مرا شياطين . بار خدايا كسى كه قصد نمايد مرا در روز من اين روز و در روز بعد از اين روز از روزها از همهء مخلوقات تو همگى آنها از جنّ و انس ، نزديك باشد يا دور ، ناتوان باشد يا سخت ، به بدى « 2 » يا ناخوشى يا دلگيرى به سبب دست يا به زبان يا به دل پس تنگ بگردان سينهء او « 3 » را و لجام نماى دهان آن كس را و گنگ كن زبان او را و محكم گردان گوش او را و بپوشان [ و بگردان ] چشم او را و بينداز ترس را در دل او و مشغول ساز آن كس را به نفس خودش ، و بميران او را به خشم خودش « 4 » و كفايت نماى ما را از او [ كفايت نماى مرا از او ] به آنچه تو خواسته‌اى و به هر حالى كه تو خواسته‌اى و هر جايى كه خواسته‌اى تو او را به قدرت تو « 5 » و توانائى تو ، بدرستى كه تو بر هر چيز قادرى . خداوندا كفايت نماى مرا از شرّ شخصى كه قايم ساخته از براى من جنگ خود را « 6 » و كفايت كن مرا از حيلهء مكركنندگان و امداد نماى مرا بر اين به سبب آرامى دل و آرامى اعضا و بپوشان مرا زره خودت را كه محكم است ، و زنده بدار

--> ( 1 ) يعنى پناه مىبرم از ديوانگى كه بهم رسد از حركات و وسوسه‌هاى شياطين و از داخل شدن در قلب و راه يافتن ايشان بر من . و اللَّه يعلم ( 2 ) بشرّ متعلّق است به ارادني يعنى كسى كه مرا به بدى قصد نمايد ، پس سينهء او را تنگ بگردان . ( 3 ) تنگى سينه كنايه از رسيدن مكروهات و دلگيرىها است كه چاره‌اى از آن براى آنها نتوان نمود . ( 4 ) يعنى بميران او را حقيقة به سبب خشم او و ممكن است كه ميرانيدن او كنايه از رسانيدن به او احوالات شاقّه و دشوار را باشد مثل ففر و خوارى و سؤال و معصيت و غير آنها چه موت مجازا به اين معانى آمده . و اللَّه يعلم . ( 5 ) حول در اصل به معنى حركت و انتقال از حالى به حالى است و به معنى قدرت نيز آمده و در اين مقام به معنى قدرت مناسب است و محتمل است كه به معنى حركت و انتقال نيز باشد ، يعنى كفايت نماى ما را به سبب انتقال از حالتى به حالتى ديگر كه صادر شود از تو . و اللَّه يعلم ( 6 ) و محتمل است كه مراد از حدّ ، حدّت و تندى باشد يعنى نگاهدار مرا از شرّ كسى كه نصب كرده باشد تندى غضب خود را . و اللَّه يعلم