السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )
23
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
زمين و از ضرر نمودن چيزى كه بيرون آيد از زمين و از شرّ چيزى كه فرود آيد از آسمان و چيزى كه بالا رود در آسمان و از ضرر هر چهار دست و پائى كه پروردگار من « 1 » گرفته است پيشانى او را « 2 » بدرستى كه پروردگار من بر راه « 3 » راست است و خداى تعالى بر هر چيز قادر و تواناست و نيست قدرتى و نه قوّتى مگر به خدا كه بلند مرتبه و بزرگ است و شفقت خدا باد بر [ آقاى ما ] محمّد و بر آل او همگى . 6 - حرز حضرت امام حسن عليه السلام حرزى از براى حضرت امام حسن عليه السّلام به روايتى ديگر : ابتدا مىكنم به نام خداى بخشندهء مهربان خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم به حقّ منزله و مرتبهء تو [ كلمههاى تو ] و به خصلتها « 4 » كه سبب عزت تو [ عرش تو ] است و به ساكنان آسمانهاى تو و زمين تو و به پيغمبران تو و رسولهاى تو آن كه اجابت نمايى از براى من پس به تحقيق كه فرو گرفته است مرا « 5 » از امر من سختى و دشوارى . « 6 » بار خدايا بدرستى كه سؤال مىكنم ترا اين كه رحمت فرستى بر محمّد [ و آل محمد ] و آن كه بگردانى از براى من از شدت و تنگى من آسانى و فراخى را . 7 - حرز حضرت امام حسين عليه السّلام ابتدا مىكنم به نام خداى بخشندهء مهربان
--> ( 1 ) أنت خ ل . ( تو ) ( 2 ) گرفتن ناصيه كنايه از مغلوب بودن و مقهور بودن ايشان است . ( 3 ) يعنى آنچه پروردگار من مىكند محض حكمت و موافق مصلحت و از روى علم و شعور و صواب است ، و بر طريقه و نهج مستقيم است كه احتمال غلط در آن نمىرود . ( 4 ) مراد از معاقد عزّك صفات و خصلتهائى است كه سبب عزّت و عظمت خداى تعالىاند ، و احتمال دارد كه مراد انبيا و ائمّه عليهم السلام باشد زيرا كه ايشان محلّ انعقاد و ظهور عزّت خدايند و آنچه ثانيا مذكور گرديد تصريح به چيزى باشد كه اوّلا ضمنا فهميده شده است و معنى اوّل ظاهر است . ( 5 ) احتمال دارد فاعل رهقني ، « من امري » باشد بنا بر اين كه « من » زايده باشد . ( 6 ) عسرا در اكثر نسخهها به نصب است كه تميز بوده باشد ، و فاعل رهقني شىء مقدّر خواهد بود ، و « من أمري » صفت آن . حاصل معنى آن كه به تحقيق كه پوشانيده و ملحق شده است مرا چيزى كه ناشى گرديده از امر من . از حيثيّت تنگى و شدّت ، و مراد از امر در اين هنگام افعال بد و معاصى خواهد بود ، يا آن كه پوشيده مرا چيزى كه آن چيز از امر من و متعلّق به من است ، و در بعضى از نسخهها « عسر » به ضمّ است كه فاعل « رهقني » باشد و « من أمري » متعلّق به آن ، آن كه پوشانيده مرا عسرت و تنگى كه ناشى و صادر گرديده از من . و اين ظاهرتر و أصح است . و اللَّه يعلم