السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

24

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

اى هميشگى ، اى ازلى ، اى زنده ، اى قايم به ذات ، « 1 » اى بر طرف سازندهء اندوه ، « 2 » اى فرج دهنده از همّ ، « 3 » اى برانگيزندهء رسولها ، اى راست‌گوى در وعده نمودن . خداوندا اگر بوده باشد از براى من در نزد تو خشنودى و دوستى پس بيامرز مرا و كسى را كه تبعيّت نموده مرا از برادران من و همراهان من و پاك و نيكو گردان چيزى را كه در صلب من [ قلب من ] است به سبب رحمت تو ، اى رحم‌كننده‌تر از رحم‌كننده‌ها و شفقت خدا باد بر [ آقاى ما ] محمّد و بر آل او [ و آل محمّد ] تمام . 8 - حرزهاى حضرت امام زين العابدين عليه السّلام الف : حرز كامل از براى حضرت امام زين العابدين عليه السّلام و بيرون آورده شده است اين حرز از كتاب خداى تعالى و بايد كه قرائت كرده شود در هر صبح و شام و دعا اين است : ابتدا مىكنم به نام خداى بخشندهء مهربان خدا بزرگتر است ، « 4 » خدا بزرگتر است ، خدا بزرگتر است و بلندتر است و عظيم‌تر است و بزرگتر است از چيزى كه مىترسم از او و حذر مىنمايم پناه مىبرم به خدا كه غالب است پناه برندهء به خدا و عظيم است مدح خدا و نيست معبودى به غير خدا يكى است او ، نيست شريكى از براى او و رحمت خدا باد بر محمّد و بر آل او و درود بسيارى . بار خدايا به تو پناه مىفرمايم نفسم را و دينم را و اهلم را و مالم را و فرزند [ فرزندان ] مرا و كسى كه قصد نمايد مرا شأن او . « 5 » خداوندا به تو پناه مىبرم و به تو التجا مىبرم و به سبب تو مسلّط مىشوم « 6 » و ترا پرستش مىنمايم و از تو طلب مددكارى مىنمايم و بر تو اعتماد مىكنم و دفع مىنمايم و طعن مىزنم به سبب تو در گودى سينه « 7 »

--> ( 1 ) مراد از قيوم ، قائم به ذات است يعنى در وجود محتاج به چيزى نيست ، يا آن كه قائم است به ايجاد نمودن هر موجودى و در تدبير و محافظت نمودن او ، يا آن كه قائم است به رعايت نمودن هر چيزى يا آن كه عالم است به همه چيز . و اللَّه يعلم ( 2 ) غم ، اندوهى را گويند كه بعد از نزول بلا روى دهد و خواب آورد . ( 3 ) همّ ، هر اندوهى را گويند كه پيش از بلا روى دهد و مانع خواب گردد . ( 4 ) يعنى جناب اقدس الهى بزرگتر است از اين كه به وصف و تعريف درآيد و توان تصوّر آن نمود ، بلكه هر چه در ذهن درآيد پس البتّه غير كنه خداى تعالى خواهد بود . ما حصل آن كه ذات خدا را نمىتوان شناخت و هر چيزى كه بر آن جناب صادق آيد مثل واجب الوجود و خالق و غير آنها ذات خداى تعالى نيست . ( 5 ) يعنى كسى كه خواهد مرا و متعلق به من باشد . ( 6 ) اصول مشتق از صولت به معنى حمله نمودن است . و در روايتى اصاول نيز واقع شده ، يعنى به سبب تو و امداد تو مسلّط مىشوم و جرأت مىنمايم و حمله مىكنم و غالب مىشوم بر دشمنان . و اللَّه يعلم ( 7 ) نحر گودى را گويند كه بالاى سينه باشد و تخصيص آن به ذكر از جهت آن است كه زودتر و قوىتر است در دفع . حاصل معنى آن كه سؤال مىكنم ترا كه دفع نمائى در سينهء دشمنان من و نگاهدارى مرا از چيزى كه در برابر روى من آيد و ارادهء من نمايد .