ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )
22
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )
مگو ، چه آن براى تو بهتر است و من از پيامد نارواى چنان سخنى تو را در امان نمىبينم ، و در آنچه كه به تو مربوط است نيز سخن مگو ! تا وقتى كه جاى مناسبى براى آن سخن پيدا كنى ، زيرا چه بسا گويندهء سخن حق نابجا سخن گفته و در نتيجه مورد سرزنش قرار گرفته است و نبايد با نادان و همچنين با شخص بردبار مجادله كنى زيرا كه نادان تو را مىآزارد ، و بردبار با تو دشمن مىشود . در پشت سر ، برادر دينيت را ياد نكن مگر به آن طورى كه دوست دارى او هم در پشت سر ، تو را ياد كند ، و همچون كسى كار كن كه مىداند به كار نيكش پاداش و به كار بدش كيفر مىدهند . در اينجا يكى از حاضران مجلس گفت : اى ابن عباس ! اين سخنان از ده هزار اشرفى بهتر بود ، ابن عباس گفت : هر كلمهاى از اينها ارزشمندتر از ده هزار درم بود . پيامبر ( ص ) فرمود : « خداوند وقتى كه بندهاى را دوست دارد ، او را گرفتار مىكند ، تا صداى ناله و زاريش را بشنود ( 14 ) . » از مجاهد نقل كردهاند ، گفت : مردى بر پيامبر وارد شد ، پيامبر ( ص ) به او خوش آمد گفت و نزديك خود نشاند ، وقتى كه از محضر پيامبر ( ص ) بيرون شد ، عايشه عرض كرد : يا رسول الله ، درود خدا بر تو باد ، آيا اين فلان كس نبود ؟ ! - عايشه قبلا شنيده بود كه پيامبر ( ص ) از او شكوه مىكرد - پيامبر ( ص ) در جواب فرمود : « اى عايشه ! بدترين مردم آن كسانى هستند كه از ترس شرارتشان مورد احترام قرار گيرند ( 15 ) . » و از آن بزرگوار نقل كردهاند كه مىگفت : « بار خدايا هر كس با امت من مدارا كند تو نيز با او مدارا كن ، و هر كه با آنان سخت گيرد ، تو نيز بر او سخت گير ( 16 ) ! » نقل كردهاند كه پيامبر ( ص ) بر بالين جوانى كه مشرف به مرگ بود ، فرا رسيد ، فرمود : « خود را در چه حال مىبينى ؟ » آن جوان عرض كرد : يا رسول الله ! به خدا اميدوار و از گناهانم بيمناكم . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « در چنين