ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )
106
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )
گفتيم : چرا سبوس اين آرد جو را نمىگيرى ؟ گفت : آيا او غذاى گوارا را بخورد ، در صورتى كه وزر و و بال آن بر عهدهء من بماند ؟ امير المؤمنين ( ع ) از شنيدن سخن فضّه خنديد و فرمود : « من دستور دادهام كه مبادا سبوس جو را بگيرد » . عرض كرديم : چرا يا امير المؤمنين ؟ فرمود : « اين عمل براى خوار ساختن نفس ورام نمودن آن و براى اين كه مؤمن از من پيروى كند و من با اصحابم همسان باشم بهتر است . » ( 21 ) مداينى مىگويد : مردم عرب طورى بودند كه غذاهاى رنگارنگ را نمىشناختند . و خوراكشان گوشتى بود كه با آب و نمك مىپختند تا اينكه زمان معاويه فرا رسيد و او غذاهاى رنگارنگ و متنوّع مىخورد ، معاويه با وجود غذاهاى رنگارنگ فراوانى كه مىخورد به دليل دعاى پيامبر ( ص ) ( 22 ) هرگز سير نشد تا مرد . بر عهدهء صاحب خانه است كه به مهمان دستشويى را نشان دهدو اوقات نماز را به اطّلاع او برساند . پيامبر ( ص ) با نمك غذا را شروع و با نمك هم ختم مىكرد ، و مىفرمود : كه شفاى هفتاد درد است . ( 23 ) هر كس همّ و غمّش فقط خوردنش باشد ، ارزشش نيز به همان مقدار است . لقمان به پسرش گفت : بهترين غذا را بخور و بر نرمترين بستر بخواب ! مقصودش آن بود كه زياد روزه بدار و نماز طولانى بخوان تا غذا گوارا و بستر نرم و خوشآيند باشد . امير المؤمنين ( ع ) فرمود : « اگر تمام دوستانم براى تناول مقدار ده سير خوراكى در كنار من جمع شوند براى من دوستداشتنىتر از آزاد ساختن يك برده مىباشد . » ( 24 ) پيامبر ( ص ) فرمود : « هر كس برادر مسلمانش را آنقدر غذا دهد كه سير شود و آنقدر آب دهد كه سيراب سازد ، خداوند او را - به مقدار هفت خندق كه