الشيخ الطوسي ( مترجم : صادق حسن‌زاده - حسين حسن‌زاده )

37

الأمالي ( فارسى )

[ 19 - دعاى امام سجاد در مهمات ] [ 19 ] 19 - مسعدة بن صدقه مىگويد : از امام صادق عليه السّلام درخواست كردم كه دعايى به من بياموزد تا در مسائل مهم با آن دعا خدا را بخوانم . پس براى من چند برگ از صحيفه‌اى قديمى خارج نمود و فرمود : هرچه در آن است نسخه‌بردارى كن كه آن دعاى جدّم على بن الحسين زين العابدين عليه السّلام براى امور مهم است . پس آن را در مقابل حضرت نگاشتم و هرگز دچار گرفتارى نشدم و امر مهمى مرا به خود وانگذاشت جز آنكه خدا را به اين دعا خواندم پس خداوند ناراحتىام را بر طرف كرد و در گرفتارىام گشايش پديد آورد و خواسته‌ام را به من عطا فرمود و آن دعا اين است : « پروردگارا مرا هدايت كردى پس من [ زندگىام را ] به بازى گرفتم و مرا پند دادى من سنگ‌دلى پيشه كردم و به زيبايى مرا آزمودى نافرمانى كردم و مرا شناساندى [ بر گناه ] پافشارى كردم ، بازشناساندى پس طلب بخشش نمودم و تو از من درگذشتى باز من آن گناه را تكرار كردم پس تو [ گناهانم را ] پوشاندى . پس معبود من ! ستايش از آن توست . در وادىهاى نابودى خود داخل شدم و شاخه‌هاى هلاكتم را مباح شمردم و خود را در معرض غضب تو قرار دادم و با قدم نهادن در آن وادى در طريق عقوبت تو قرار گرفتم و چارهء من در پيشگاه تو [ اقرار به ] وحدانيّت توست و وسيله‌ام اين است كه من هيچ‌گاه به تو شرك نورزيدم و معبودى جز تو برنگزيدم . من از [ شرّ ] نفس خود به سوى تو گريختم و انسان گنهكار به سوى تو مىگريزد و تو پناهگاه كسى هستى كه بهرهء نفس خود را تباه ساخته است . پس معبود من ! ستايش مخصوص توست . چه بسيار دشمنى كه شمشير دشمنى از نيام بركشيد و تيغهء شمشيرش را برايم برنده نمود و اطراف آن را برايم تيز كرد و زهرهاى كشنده‌اش را به سويم روانه كرد و تيرهاى خود را كه بر هدف مىنشيند به سويم روانه ساخت و چشم نگاهبانيش از من غفلت نكرد و قصد آزار رساندن مرا نمود و خواست كه سمّ كشنده و تلخ خود را به من بچشاند . پس پروردگارا ، به ناتوانى خود از تحمّل مصيبت‌ها و ضعف خود از پيروزى بر كسانى كه نيّت دشمنى و جنگاورى با من را دارند نظرى انداختم و تنهايىام در برابر جمعيت فراوان